پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

رقص کاغذپاره‌ها

رقص کاغذپاره‌ها نوشته‌ی محمد یعقوبی که در سال ۷۷ در جشنواره فجر و یک سال بعد    به اجرای عموم در آمده ماجرای نمایشنامه‌ایست که از طرف یک مرد به زنی هدیه داده می‌شود. داستان نمایشنامه در سوئیت شماره ۲۷ هتلی روایت می‌شود که در مقاطعی افراد مختلفی در آن رفت و آمد می‌کنند.  «روز دروغ» اولین صحنه‌ی این نمایشنامه‌ست. مردی به خاطر روز سیزدهم فروردین یا همان روز اول آپریل اینگونه خود را نشان می‌دهد که علاقه‌ای به همسرش نداشته و می‌خواهد از او جدا شود. این ماجرا تا جایی پیش می‌رود که زن عدم علاقه‌ی مرد را باور

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست

درس‌های خودآموز

به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ می‌زنی

سنگ بزرگ

همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر می‌کنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار می‌شه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».

دوم بودن

زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم