رقص کاغذپارهها نوشتهی محمد یعقوبی که در سال ۷۷ در جشنواره فجر و یک سال بعد به اجرای عموم در آمده ماجرای نمایشنامهایست که از طرف یک مرد به زنی هدیه داده میشود. داستان نمایشنامه در سوئیت شماره ۲۷ هتلی روایت میشود که در مقاطعی افراد مختلفی در آن رفت و آمد میکنند. «روز دروغ» اولین صحنهی این نمایشنامهست. مردی به خاطر روز سیزدهم فروردین یا همان روز اول آپریل اینگونه خود را نشان میدهد که علاقهای به همسرش نداشته و میخواهد از او جدا شود. این ماجرا تا جایی پیش میرود که زن عدم علاقهی مرد را باور
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست