پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

فریادها

رمان فریادها نوشته لوران گوده داستان مقطعی کوتاه از جنگ جهانی دوم را روایت می‌کند که لشکری از سربازان فرانسوی مورد هجوم سربازان آلمانی قرار می‌گیرند. تقریبا اکثرا کشته شده و تنها چند نفرشان زنده به عقب باز می‌گردند. چیزی که این رمان را خواندنی می‌کند زاویه دیدهای متفاوت از چند شخصیت مهم در این مقطع است. شخصیت‌هایی که نویسنده تا آخرین تلاش‌هایشان را به تصویر می‌کشد. سربازی که از جنگ به مرخصی می‌رود و در نهایت فرمانده‌ای که کشته می‌شود. جانشنی که با تن زخمی نجات پیدا می‌کند. سربازانی که هر کدام به شیوه‌ای کشته و یا دست به

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست

درس‌های خودآموز

به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ می‌زنی

سنگ بزرگ

همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر می‌کنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار می‌شه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».

دوم بودن

زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم