پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

فریادها

رمان فریادها نوشته لوران گوده داستان مقطعی کوتاه از جنگ جهانی دوم را روایت می‌کند که لشکری از سربازان فرانسوی مورد هجوم سربازان آلمانی قرار می‌گیرند. تقریبا اکثرا کشته شده و تنها چند نفرشان زنده به عقب باز می‌گردند. چیزی که این رمان را خواندنی می‌کند زاویه دیدهای متفاوت از چند شخصیت مهم در این مقطع است. شخصیت‌هایی که نویسنده تا آخرین تلاش‌هایشان را به تصویر می‌کشد. سربازی که از جنگ به مرخصی می‌رود و در نهایت فرمانده‌ای که کشته می‌شود. جانشنی که با تن زخمی نجات پیدا می‌کند. سربازانی که هر کدام به شیوه‌ای کشته و یا دست به

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟