
«پنجرهی زیرزمین» نوشته آنتونیو بوئرو بایخو نویسنده اسپانیاییست که پیش از این نمایشنامه «داستان یک پلکان» را از او معرفی کرده بودیم، این متن داستان خوانوادهای را روایت میکند که پس از پشت سر گذاشتن یک دوره سخت (مرگ دختر کوچکشان) حالا پس از چند سال نتوانستهاند با آن مساله کنار بیایند. حالا که داستان در زمان حال روایت میشود رویدادها در یک همپوشانی زمانی و مکانی رخ میدهند. بایخو که پیش از این هم در همان نمایشنامه از ظرفیتهای صحنه نمایش بیشترین استفاده را برده حالا در «پنجرهی زیر زمین» هم دست به این تجربه مجدد زده. او حتی

نمایشنامه «داستان یک پلکان»، داستان ساختمانیست که چند خانواده با طبقات اجتماعی مختلف در آن زندگی میکنند. این نمایشنامه به سه دوره مختلف از زندگی اهالی این ساختمان میپردازد. آشنایی، عشق، خیانت، ازدواج، تولد و مرگ مسائلی است که اهالی این ساختمان را درگیر هم میکند. دایره بودن رفتارهای اهالی این ساختمان، جایی که از داستان عاشقانه یک دختر و پسر ساکن این ساختمان شروع شده و داستان دوباره با یک مساله جدید عاشقانه دیگر توسط فرزندان آنها به انتها میرسد. این نمایشنامه نوشته آنتونیو بوئرو بایخو نویسنده اسپانیایی است که در سال ۱۹۶۴ برنده جایزه «لوپه دوگا» شده. این
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟