این جای خالی برای تو تنها یک جواب دارد ...
او
شما
هردو
هیچکدام
و من آن هیچکدامم
این جای خالی برای تو تنها یک جواب دارد ...
او
شما
هردو
هیچکدام
و من آن هیچکدامم
کمبود چه چیزی توی شهر بندرعباس احساس می شه؟ چی دوست دارید؟
(کمی جدی . خلاصه و مستقیم بگید لطفن)
آخرین حرفی که مادرش گفت این بود که تمام فریاد ها و جیغ ها را به خاطر بسپارد
ممکن است همان فریاد ها روزی به دادش برسد...
وجود من شاهراه تمام عقده هاست
و تو از آن عبور می کنی
به سرعت دیوانه وار
و ندیدنت راه دیگریست
که بر پهنای تمام حسرتم افزوده می شود...
وقتی که من نگاه کردم تو هم نگاه کرده بودی
من سکوت و آرامش را میدیدم
و اضطراب و بی قراری را تو
من روزهای بی خیالی
و روزهای تکراری را تو
من صداقت را
و خیانت را تو
ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم...
نگاه ها و قصه ها رو ما می سازیم
یه روز به قصه هامون نگاه می کنیم می بینیم چقدر به گذشته ها نگاه کردیم و واسشون قصه ساختیم...
و حالا موندیم با یه عالمه نگاه که پشت هر کدومشون هزار تا قصه است.
سلام.
به علت اینکه در سفر هستم و امکان گذاشتن عکس از دوران بچگی ام نیست تنها عکسی که از اون دوران فعلا در دسترس موجود است را می گذارم...

وقتی که در آن حلقه که قطره ی کوچکی بر آن است بدمی کم کم حباب کوچکی می شود و بزرگ می شود و بزرگتر می شود و از حلقه جدا می شود و در هوا می چرخد. و می دانی زمانی که با جسمی بر خورد می کند چه می شود.