روزنوشتهها، نوشتههای غالبا کوتاهیست که از طریق پیامرسانها پست میشوند.آنها را در دسته بندی: «پیامهایی از دنیای دور» گذاشتهام.
نویسنده: شهاب
روزنوشتهها
رفتن، یا نرفتن، مساله اینه. از همون روز اول اشتیاقی به مراسمها نداشتم. چه مراسم خوشحالی، چه مراسم غم...
روزنوشتهها
شب بیداریهای ناشناخته که حملهور شدن به من...
هشتمین جایزه داستان های ده کلمه ای
از اول آذرماه امسال، همانند سالهای پیش جایزه داستانهای ده کلمهای فراموشیلی کار خود را آغاز کرده. از این رو از تمامی علاقمندان به شرکت در این رویداد ادبی دعوت به عمل میآید. برای ثبت داستان های خود در آدرس www.10w.ir مراجعه نمایید.

نسترن
تو هر صد کتابی
که پیش از مرگ
باید بخوانمات
شعری از بیژن جلالی-۲
بوتهی نسترن
با صدها چشم خوشرنگ
مرا تماشا میکرد
گوییا میگفت
آیا مرا میبینی؟
آیا نام مرا میدانی؟
و من با شعری که در دلم جوانه میزد
به عشق او پاسخ میگفتم.
یادداشتهایی از یک متن
۱- ترسی برآمده از این باور که رشد تمدن بدون شک منجر به از دست رفتن تعادل میان انسان و جهان هستی میشود.
۲- دیکنز اولین کسی است که شهر را در رمان به شکل موجودی عظیم و گسترده ثبت میکند؛ موجودی که افسارش از دست خارج شده است.
۳-اگر بپذیریم که داستانهای قرن نوزدهمی شکلی حلزونی دارند که به شهر نزدیک و سپس از آن دور میشود، میتوان تضاد شدید آنها با رمانهای آینده را دید که در آنها شهر به هزارتوئی غیرقابل فرار تبدیل میشود.
۴-تکثیر روابط غیر جدی و ثانوی در شهر برای رماننویس امکانات جدیدی فراهم میآورد: درامی ناشی ازحضور جمع و کمدیای برآمده از امور غیرشخصی یک شهروند.
۵-
۱) حضور شهری نعمتی شده برای شخصیتهای فرعی که در غیر این صورت ممکن بود هرگز متولد نشوند.
۲)رشد شهر باعث شد برخی رماننویسان به کثرت زاویه دید در روایت گرایش پیدا کنند.
پ.ن: بخشهایی از مقاله «شهر در ادبیات»نوشته ایروینگ هو چاپ شده در شمارهی آبانماه ۹۵ مجله همشهری داستان.
شعری از بیژن جلالی
من هیچگاه ندانستهام
ای بانوی بلندبالا
که تو مرا تا کجاها میبری
و مرا در کدام راه
رها میکنی
و مرا کی بازمیخوانی.
ای بانوی زیبا
ای روز
ای آبهای روشن.
یک تماس از دست رفته
فیلم کوتاه یک تماس از دست رفته با پایان تصویربرداری وارد مرحله تدوین و صداگذاری شد. این فیلم که در یک بازه زمانی دو ماهه و پانزده جلسهای تصویربرداری شده بود، اینک مراحل صداگذاریاش را طی میکند.

بازیگران: الهام علیزاده، سیامک دلنواز، عدنان انصاری، سوگل دبیری، سیماپورسالاری، رخشنده پاسلار، مستعان صالحیزاده، محمد امین آبروشن.
نویسنده، کارگردان و تصویربردار: شهاب آبروشن
دستیارکارگردان: نسترن محسنی
صدابردار: احسان نفیسی
گریم: نسیم محسنی
موسیقی: امیرحسین حکمت
تدوین: شهاب آبروشن
لینک خبر این فیلم در خبرگزاری ایسنا را میتوانید در اینجا بخوانید.
نگاهی به فیلم ناهید ساخته آیدا پناهنده
فیلم ناهید که سال ۲۰۱۵ در جشنواره کن جایزه نوعی نگاه را به خود اختصاص داد. روایت زن جوانی به نام ناهید است که به خاطر اعتیاد شوهرش از او جدا شده، دادگاه حق حضانت را در صورتی به ناهید داده که ناهید دوباره ازدواج نکند. این شرط که بین ناهید و همسر سابقش احمد شکل گرفته مانعی است برای ازدواج مجدد او با شخصی به نام مسعود که ناهید را دوست دارد. از طرفی امیررضا پسر نوجوان ناهید نیز از علاقه شکل گرفته بین مادرش و مسعود خبر ندارد.
آیدا پناهنده که پیش از این او را با آثار کوتاهش و فیلم های تلویزیونی اش میشناسیم اولین فیلم سینمایی خود را با نام ناهید در سال ۱۳۹۳ کارگردانی کرده است. فیلمی یکدست با بازی های روان، قصه ای ساده با چارچوبی محکم از مهمترین ویژگی های این اثر سینمایی ست. پناهنده با انتخاب موقعیت مناسبی برای داستانش (گیلان) این فرصت طلایی را برای خودش فراهم نموده که از فضاهای بکر و دورنماهای زیبای گیلان استفاده کند تا نه تنها فضاسازی با لطافت شخصیت ناهید یک دست شود، بلکه حال و هوای سرد بین شخصیت را به خوبی به تصویر بکشد.
شاید فیلمنامه در بخش هایی احتیاج به بازنویسی داشت، مثلا صحنه ای که احمد به طور اتفاقی تصویر ناهید و مسعود را در کلانتری می بیند. چرا اینطور؟ چرا اینقدر دور از ذهن و واقعیت؟
یا سوالی که مطرح می شود این است که چرا گاهی شخصیت ها بدیهی ترین مسائلی که هر شخص در این طبقه اجتماعی قرار دارد را متوجه می شود را متوجه نمی شوند و باید عکس آن را انجام دهند تا داستان دچار گره های جدیدتری شود؟ در صحنه ای ناهید که حالا شرایط مالی بهتری پیدا کرده شهریه عقب افتاده مدرسه پسرش را به دست او می دهد که به مدرسه ببرد. چرا خودش این کار را انجام نمی دهد؟ باید حتما پول را به دست پسر بازیگوشش بدهد تا او پول را به مدرسه نبرد و حالا برای ناهید چالش جدیدتری درست کند؟ اگر چه شهریه بخشی از گره های اصلی فیلم نیست.
علی رغم همین ضعف های ریز فیلمنامه، سردی موجود در پلان های طراحی شده با نور و رنگپردازی های پس تولید، این فیلم را از حال و هوای فیلم های اخیر دور کرده. ناهید اگر چه از لحاظ داستان شبیه خیلی از آثاری است که تا کنون دیده ایم اما فیلم شبیه هر فیلمی نیست و تلاش می کند که خودش باشد. فیلمی کمتر دیده شده در سینمای ایران که لابه لای هیاهوی خیلی از فیلم های دیگر نادیده گرفته شد.