با تشکر از همکاری مردم با شهرداری ، نسبت به استفاده از سطل های زباله ی شهری برای تمیز نگاه داشتن شهر و رها نکردن شیشه های مشــروبات الکلـی خود در معابر عمومی .
* نمی دانم خبر ساختن برج یک کیلومتری عربستان را شنیده اید یا خیر ؟ قرار است بلند ترین برج جهان بشود . خورشید اسلام از همانجا طول کرده بیش از هزار و چهارصد سال پیش . همین که در اسلام گفته شده هیچ مسلمانی نباید فقیر باشد خودش یعنی آنقدر هم قرار نبوده رنج بکشند مسلمان ها .
* نمی دانم خبر اعتراضات لندن را شنیده اید ؟ بعد شنیدیه اید که بسیج گفته حاضر است نیروه هایی را به عنوان پاسدار صلح به آنجا بفرستد ؟
* نمی دانم خبر کمک به ثبات سوریه را چه . آن را شنیده اید ؟ حالا بعضی ها خبر از کمک ۶ میلیارد دلاری میدهند را کاری ندارم . بله . از طرف کشور خودمان . آنجا هم هر روز جنگ است و کشتار برای ثبات دیکتاتوری حاکم فعلی .
نمی دانم خبر قحطی در سومالی یکی از کشورهای مسلمان آفریقا را شنیده اید ؟ وضعیت بحرانیست .
اگر همین عربستان که سالیانه خدا تومان از حجاج خارجی می گیرد تا آنها به تکالیف دینیشان بپردازند کمی از همان پول ها را خرج سومالی می کرد و فکر ساختن برج یک کیلومتری به سرش نمی زد الان سومالی چه وضعیتی داشت ؟ دینداریشان تنها در حد مراسم حج است و بس ؟
اگر همین بسیجیانی که در حال آماده کردن خودشان برای رفتن به لندن هستند عزم خودشان را برای رفتن به سومالی و کمک به آنها جزم می کردند چه می شد ؟
اگر به جای فقط به سوریه فکر کردن و ثبات سوریه به ثبات انسانیت فکر می کردیم حالا وضعیت سومالی به اینجا میرسید ؟
پ . ن : یادم باشد در جهان تناقض ها زندگی می کنم .
دیریست که با جریان دروغ در سطح جامعه زندگیمان عجین شده است . یعنی اگر روزی به سیاهی ماست و روز بودن شب ایمان آوردیم کسی تعجب نمی کند . نباید تعجب کند که انگار قرار بوده همین اتفاق بی افتد .
رسانه هایی که همیشه آنچنان رفتار می کنند که صادق ترین و شفاف ترین رسانه های عالمند اینچنین دوباره خودشان را رو سیاه می کنند . به آخرین رفتارهای این دو رسانه صادق و شفاف توجه کنید .
دیگر چه کسی می تواند باورشان کند ؟
پ . ن ۱ : عکس هایی که در بالا لینک داده شده بود ، توسط وبلاگ دروغ پردازی ارائه شده که طرفداران آزادی و حقیقت آن را فیلــــتر نموده اند .
پ . ن ۲ : مراسم خون بازی امروز برگزار شد . اما مثل اینکه برای بعضی ها خون دادن داوطلبانه یک سری جوان فهمیده خیلی ترسناکتر و نگران کننده تر از ریخته شدن خون مردم در سطح شهر توسط یک سری انسان نفهمیده است .
برخی خبر ها ممکن است آنقدر که فکر می کنیم جدی نباشند اما از قدیم گفته اند پیشگیری خیلی بهتر از درمان است . در مورد خبر احتمال جدا شدن بخش هایی از استان هرمزگان هم بهترین راه شاید همین پیشگیری باشد . تا به قول دوستان سرنوشت معدن فاریاب بر سر بخش هایی از این استان عقابی شکل نیاید .
رضا دبیری نزاد در وبلاگ خود نامه ای به برخی از اصحاب فرهنگ و هنر این استان نوشته که در واقع می توان آن را به تمامیت این جامعه فرهنگی تعمیم داد . امید است اقدامات موثری را از سوی اهالی فرهنگ و هنر این استان شاهد باشیم . همفکری شاید اولین و مناسبترین اقدام باشد .
پ . ن ۱ : سردار سرلشکر رشید جانشین ستاد کل نیروهای مسلح گفته : دسترسی خراسان و اصفهان به ساحل فراهم شود .
پ . ن ۲ : چند روزیست که قصد کرده ام در تدوین فیلم گمبرون تغیرات کوچکی ایجاد کنم . تغیراتی که شاید قدم کوچکی باشد برای سرزمینی که در آن زندگی می کنم .
همیشه قبل از بحث و جدل کردن سر مسائل مختلف شاید بهترین راه برای پیشبرد گفتگو رسیدن به تعارف مشترکی است که محوریت بحث را تشکیل میدهد یا در خلال گفتگو با آن برخورد می کنیم . یعنی دو طرف گفتگو بنشینند و تعاریف خود را نسبت به واژگان و دیدگاه های خود نسبت به مسائل مختلف را شرح دهند . به طور مثال ما نسبت به واژه دوست یا رفیق تعاریفی داریم که طرف مقابل هم تعاریفی دارد که ممکن است مخالف ما باشد ، پس بهتر می نماید که قبل از به کار بردن آن سر دیدگاه های خود نسبت به آن واژه حرف بزنیم ، تنها در یک صورت این امر اتفاق نمی افتد که دو طرف گفتگو یا حداقل یک طرف گفتگو دشمن دیگری باشد .
سه شنبه این مرد برای اینکه دو نوجوان در دریای بندرعباس غرق نشوند ، جان خودش را از دست داد . فردا عصر در کنار اسکله ی شیلات به یاد این مرد بزرگ جمع خواهیم شد و شمع روشن می کنیم . عبداله ژیانفر مردانه رفت .
پوستر : مرتضا نیک نهاد
یادآوری بعضی خاطرات واقعا شرم آوره .
شرمم میاد به یاد بیارم که امروز ۲۲ خرداده .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه با شعور یک ملت بازی شد .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه حق مسلم یک ملت زیره چکمه های عده ای قلدر پایمال شد .
شرمم میاد به یاد بیارم که با چه شور وذوقی خانواده و دوستانمو تشویق کردم که اول وقت برن رای بدن .
شرمم میاد به یاد بیارم که ملتی را که به دنبال حقوق از دست داده اشان بودن را خس و خاشاک خواندند .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه آن دختره معصومو به خاک وخون کشیدن وندای آزادی را برای همیشه خاموش کردن .
از یاداوری مسائل مربوط به انتخابات ۸۸ شرمم میاد.نیدونم چگونه بعضی ها با افتخار ازاون یاد میکن و اونو نشانه ی بزرگی ملت ایران میدونند ؟
چگونه میتونند زندانهارو با مردمشون پر کنند ؟
چرا صدای ملتو نمیشنوند ؟ شایدهم اشکال از صدای ملتست ؟ اینها که ازهر نقصی مبرا هستند .
حرف زیاده ولی شرمم میاد که به یادبیارم ، شرمم میاد …
نویسنده : فسیل زنده
دیده شده در شهری مردم شب ها در پارکی به پیک نیک می رفتند . ساعاتی نگذشته که چند جوان شروع می کنند مثلاً به کتک کاری همدیگر تا اینکه مردم وحشت زده و هراسان وسایل خود را جمع کرده و از محل دور می شدند . ماموران جوانان را دستگیر کرده و با خود می برند و باز فردا شب این جریان تکرار می شود و چندین شب دیگر باز این اتفاق تکرار می شود . اینکه اگر این افراد ارازل اوباش هستند که چرا به صورت موقت بازداشت می شوند . اگر جز ارازل این مملکت حساب نمی آیند قصدشان از این عمل چیست ؟
پ . ن : بدیهی ترین جوابی که به ذهن نگارنده می رسد این است که این افراد با هدف قبلی تنها برای پراکنده کردن مردم دست به همچین اقدامی می زنند .
چند لحظه پیش نام شهری زیر زبانم غلطید که با جستجو در ویکیپدیا به این عکس رسیدم . توصیفاتی که همیشه از این شهر شنیده بودم با عکس هایی که دیدم کاملا متفاوت بود . نصویری که هم اکنون مشاهده می کنید مربوط به همان شهر مذکور است . این عکس ها مربوط به چه شهری و چه کشوری است ؟
منبع عکس هم همراه جواب سوال گفته می شود .
عشق همیشه واژه چندش آور و گنگی بوده است برایم . همیشه ظاهری زشت داشته و باطنی نا مفهوم که هیچ وقت معادل مناسبی را برای آن پیدا نکرده ام که بگویم : بله ، این همان واژه ی مسخره و زهوار در رفته ای است که این همه دنبال مفهومی برای آن می گشتم . اما برای این حرکت پنجاه قهرمانی که رفته اند مردم کشورشان را از شر این ذرات رادیواکتیوی نجات دهند واژه ای جز عشق نمی توانم پیدا کنم . عشق به مردمی که حتی می توان برایشان به راحتی جان داد …عشق به مردمی خارج از مرزها . خارج از مرزهایی که خود این مردم تعریف کرده اند .




