دوست عزیزم جغد بندری من رو به نوشتن نامه ای به ابراهیم منصفی به مناسبت سالروز درگذشتش دعوت کرده . نوشتن نامه همیشه برای من کاری سخت بوده مخصوصا همین آخرین باری که در یک حرکت نمادین برای خانم بهرامــی نو نامه نوشتیم . به همین دلیل بهتر دونستم یکی از اشعار این شاعر و ترانه سرا و خواننده هرمزگانی رو که با دست خط خودش نوشته رو اینجا بذارم . این شعر رو بسیار دوست دارم .
در ادامه متن کامل شعر آمده . [ادامه مطلب …]
ساعت یک شب می شد وقتی رسیدم آنطرف چهارراه ، برگشت نگاهم کرد و گفت : آتیش داری ؟ نگاهش کردم و خواستم بگویم نه که باز گفت : فندک ؟ با دست اشاره کردم نه . اما می خواستم بگویم برود آن طرف چهارراه همان پیرمرد کفاشی که کنار وسایلش خوابش برده بین انگشتانش یک سیگار روشن دارد . برود همانجا آتش بگیرد . ازش دور شده بودم و او هم رویرش را چرخانده بود سمت خیابان و داشت اسلحه اش را جا به جا می کرد . فردایش گفتند که شب گذشته تمام وسایل کفاش سوخته .
سه شنبه این مرد برای اینکه دو نوجوان در دریای بندرعباس غرق نشوند ، جان خودش را از دست داد . فردا عصر در کنار اسکله ی شیلات به یاد این مرد بزرگ جمع خواهیم شد و شمع روشن می کنیم . عبداله ژیانفر مردانه رفت .
پوستر : مرتضا نیک نهاد
یادآوری بعضی خاطرات واقعا شرم آوره .
شرمم میاد به یاد بیارم که امروز ۲۲ خرداده .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه با شعور یک ملت بازی شد .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه حق مسلم یک ملت زیره چکمه های عده ای قلدر پایمال شد .
شرمم میاد به یاد بیارم که با چه شور وذوقی خانواده و دوستانمو تشویق کردم که اول وقت برن رای بدن .
شرمم میاد به یاد بیارم که ملتی را که به دنبال حقوق از دست داده اشان بودن را خس و خاشاک خواندند .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه آن دختره معصومو به خاک وخون کشیدن وندای آزادی را برای همیشه خاموش کردن .
از یاداوری مسائل مربوط به انتخابات ۸۸ شرمم میاد.نیدونم چگونه بعضی ها با افتخار ازاون یاد میکن و اونو نشانه ی بزرگی ملت ایران میدونند ؟
چگونه میتونند زندانهارو با مردمشون پر کنند ؟
چرا صدای ملتو نمیشنوند ؟ شایدهم اشکال از صدای ملتست ؟ اینها که ازهر نقصی مبرا هستند .
حرف زیاده ولی شرمم میاد که به یادبیارم ، شرمم میاد …
نویسنده : فسیل زنده
دیده شده در شهری مردم شب ها در پارکی به پیک نیک می رفتند . ساعاتی نگذشته که چند جوان شروع می کنند مثلاً به کتک کاری همدیگر تا اینکه مردم وحشت زده و هراسان وسایل خود را جمع کرده و از محل دور می شدند . ماموران جوانان را دستگیر کرده و با خود می برند و باز فردا شب این جریان تکرار می شود و چندین شب دیگر باز این اتفاق تکرار می شود . اینکه اگر این افراد ارازل اوباش هستند که چرا به صورت موقت بازداشت می شوند . اگر جز ارازل این مملکت حساب نمی آیند قصدشان از این عمل چیست ؟
پ . ن : بدیهی ترین جوابی که به ذهن نگارنده می رسد این است که این افراد با هدف قبلی تنها برای پراکنده کردن مردم دست به همچین اقدامی می زنند .
فیلم مالنا از آن دست فیلمهایی است که شاید بعد از تمام شدنش باز سراغ آدم می آید تا به سرنوشت شخصیتی فکر کند که تمام سعی خود را بر این نهاد که مقاومت کند . در شهری که همه علیه او ایستاده بودند . مالنا زن جوانی بود که همراه شوهرش وارد شهر سیسیلی می شود . شوهرش به جنگ می رود و مالنا مدتی را مجبور است به تنهایی در آن شهر زندگی کند . رناتو پسرک دوازده ساله ایست که عاشق مالنا می شود .
یکی از مهمترین نکاتی که در فیلم مالنا قابل توجه است ، تبدیل شدن مالنا به یک فاحشه است و اینکه چه عواملی باعث شد که او به این روز بی افتد . اصلا مهم نیست که اسم مالنا قرار است فاحشه باشد یا چیز دیگری . مالنا را آنقدر بالا آوردند که روز آخر خود مردم شهر زیر مشت و لگد های بی امان و پیاپی خود به طرز خفت باری فراری اش دادند . مالنای جوان و سر زنده در پایان همچون غریبه ای از شهر خارج می شود . تنها یک نفر متوجه رفتن او می شود . پسرکی که واقعا او را دوست داشت . یکی از جنبه های قابل بررسی این فیلم نوع و شیوه زندگی در آن دهکده ی کوچک بود که شاید با یک بار دیدن آن پی به شباهت های رفتاری مردم دهکده با زندگی اکثر ایرانی ها ببرید . رفتارهایی که کم و بیش در زندگی روزمره خود با آن بر خورد می کنیم . چشم هم چشمی ها ، غیبت ها ، بازارها و …
مردم شهر در همه حالت احساس می کردند که بهترین رفتار را انجام می دهند در قبال مالنا . حتی همان زمان که او را زیر مشت و لگدهای خود انداختند . مالنا که داشت به زندگی خودش ادامه میداد .
در زندگیتان تا به حال چند نفر را همچون مالنا بالا برده و در نهایت به زمین کوبیده اید ؟ شما اهل این حرف ها نیستید ؟ لزومی ندارد که شما اهل این حرفها باشید ، هر زمان که احساس کرده اید رفتارتان در همه حالت صحیح بوده و کوتاه هم نیامدید یعنی ممکن است ناخواسته دست به این جنایت زده باشید .
پ . ن : به حالت نگاه مالنا در هر دو عکس توجه کنید . انگار دارد به گذشته و آینده اش فکر می کند . پشت این نگاه ها حرفای نگفته ی زیادی هست .
– اسم شریفتون ؟
– تف .
– فامیلتون ؟
– سربالائی .
– آهان … تو سیستم زده شما چند وقت پیش به خاطر مشکل اخلاقیتون از بایگانی اخراج شدید . حالا دوست دارید کدوم قسمت برید ؟ اصلا می خواید منتقلتون کنیم یه شهر دیگه ؟
– نه . همینجا خوبه . مدیرکل تشریف بردن ؟
به دنبال تعیین هیاتی برای تعیین الگوهای مصرف جامعه که بعضاً تعدادی از الگوهای مربوطه را نیز تعیین کرده اند ، بر آن شدیم که ما نیز الگوها یی را در قالب توصیه به شهروندان عزیز ارائه کنیم .
توضیح آنکه کسی اجبار ندارد به این توصیه ها عمل کند البته خواندن آنها ضرر ندارد . اینک این شما و این هم توصیه های ما :
حمل و نقل شهری : برای کسانی که عجله دارند و نمی خواهند وقتشان در صف اتوبوس تلف شود استفاده از درشکه را توصیه می کنیم . وسیله ای سالم وبدون دود که سازمان حفاظت محیط زیست هم با آن میانه ی خوبی دارد . برای آنهایی که خیلی عجله ندارند اتوبوسهای دست دوم شرکت واحد مقرون به صرفه است ! البته تاکسیهای دولوکس و آخرین سیستم خارجی نیز کماکان میماند برای مرفهین بی درد و بادرد !
روشنایی : در مواقعی که برق منزلتان رفته است ، استفاده ازچراغ موشی یا چراغ گردسوز مجرب است . البته اگر برق داشتید حتماً از لامپ مهتابی استفاده کنید . زیرا کارشناسان وزارت نیرو معتقدند که این گونه لامپها ، علاوه بر این که مصرف برق را کاهش میدهد برای سوی چشم انسان هم مفید است . [ادامه مطلب …]
دوستی من و امین بر می گردد به سال هشتاد و دو زمانی که هر دویمان دوره های سینمای جوان را می گذراندیم . دوستان خوب زیادی از آن دوره برایمان باقی ماند . اینکه هر دویمان یک علاقه مشترک داریم ( سینما ) و همیشه در مورد موضوعات مختلف گپ می زنیم دلیلی شد تا آخرین گفتگوی این مجموعه را با او انجام دهم . چندی پیش فیلمی از امین درستکار به همراه دو فیلمساز هرمزگانی دیگر در جشنواره فیلم همقدم پاریس حضور داشت . البته لازم بذکر است که به قول معروف : سینمای من به سینمای امین نزدیک تر است .

۱- تعریفت از سینما چیه ؟
سینما هنریه با یک ابزار خاص که با استفاده از این ابزار می تونیم زیبایی ها رو به تصویر بکشونیم . اگر از این ابزار بد استفاده بشه نمی تونه تصویرگر زیبایی و ارائه دهنده درستی برای انتقال مفاهیم باشه .
۲- یک کلمه می گم اولین چیزی که به ذهنت میرسه رو بگو . هالیوود .
خیانت . یک جریان خیانت کار .
۳- فرانسوی ها زیاد مقید به دسته بندی کردن فیلم ها نیستند اما انگلیسی ها برعکس فیلم ها رو زیاد دسته بندی می کنند و برای هر گونه سینمایی یک دسته جداگونه ای دارند . آیا تو این دسته بندی رو قبول داری یا نه ؟
این حد جزء به جزءش نه . بیست و شیش تا بیست و هفتا.
۳- ۲ خب چرا ؟
همه توی یک قالبن . اومدن اسم قرار دادن . وقتی در کلیت نگاه می کنی می بینی پنج شش موردش توی یک جریان قرار میگیره . ولی اومدن جز به جز کردن . مثلا میان یه چیزی می سازن و بعد میگن قوم پژوهی فلان چیز . اما در نهایت میشه همشون رو در یک جریان قرار داد. اگر هم جز به جز بشه هیچ ایرادی نداره. اینکه میان به عنوان قانون میگن مستند اینه، من خیلی موافقش نیستم .
۴- یک جامعه آزاد به چه جامعه ای گفته میشه ؟
این چیزیه که همیشه بهش فکر می کنم که آزادی تا چه حده . همیشه تعریفی که می کنن اینه که آزادی تا حدیه که به آزادی دیگران ضربه نزنه . دنیا در حال آزمون و خطاست؛ که تا چه حدی میشه پیش رفت . خیلی کشورها که دارای جامعه آزادند ، حد آزادی هاشون متفاوته . مثلا فرانسه میاد میگه استفاده از المانهای مذهبی در اماکن عمومی ممنوع! بسیاری هستند که این رو تجاوز به حریم شخصی دیگران می بینند . این آزمون و خطاست که جامعه، با تجربه بدستش میاره
۴-۲ خب این آزمون و خطائه ممکنه به ضرر خیلی ها تموم بشه . تا کجا می خواد این اتفاق بی افته ؟
یه چیزی هست که میگن در آزادی نباید اکثریت اقلیت رو زیر پا بذاره . مثلا توی فرانسه المانهای مذهبی با نظر مثبت اکثریت مردم ممنوع شده؛ به طور مثال در باب مسئله حجاب : یک سری استدلالشون اینه که با ممنوعیت حجاب در کلیت داریم حقی رو از زن میگیریم ؛ اما بسیاری هم هستند که عقیده دارند همین حجاب باعث میشه که به زنان ظلم بشه.؛ زیرا برای زن محدودیت هایی رو میاره که نمی ذاره اونها پا به پای زن های دیگه جامعه حرکت کنند . همین ازمون و خطا باعث میشه جامعه تجربه کنه و راه صحیح رو پیدا کنه.
۵- شما وبلاگ نویسی کردی و در فضای مجازی هم زیاد بودی . آیا فضای وبلاگ نویسی فارسی به سمتی هست که بخواد در آینده تاثیر گذارتر باشه . با توجه به اینکه چند سال اخیر فضا بیش از پیش مهم تر شده بود . در آینده چه طوریه ؟
به طور کلی اینترنت و شبکه های مجازی باعث ارتقاء فرهنگ و دانش مردم از جهان میشه . در وبلاگ نویسی هم هر شخص در هر گوشه ای از جهان می تونه به راحتی تفکر خودش رو عرضه کنه که این باعث بالا رفتن سواد اجتماعی میشه. مطمئناً در آینده هر چی بریم جلوتر این تاثیرگذاری بیشتر میشه .
۶- شما از اولین دوره جشنواره فیلم و عکس اردی بهشت حضور داشتی یا به نوعی جز برگزار کننده ها بودی . با این حساب نبود بخش فیلم رو امسال چگونه ارزیابی می کنی ؟
افتضاح… بیاید تلاش کنیم جشنواره ادامه داشته باشه . ولی سخته با این فضا و وعده هایی که افراد میدن! من در خبرگزاری ایسنا خوندم که قراره در یک وقتی دیگه برگزار بشه. خوندی شما ؟
بله
تصمیم عدم برگزاری بخش فیلم از حدود مهر ماه سال قبل گرفته شده بود و حالا اعلام خبر برگزاری جشنواره در زمانی دیگه، نشان از جو گیر شدن یک مدیر است!!
این جشنواره تنها مکان برای عرضه اثر برای اکثر فیلمسازان استان بود که به راحتی آب خوردن لغو شد. برای مدیران فرهنگی کار کیفی مهم نیست، بیلان کاری مهمه . مثلا نمایشگاه کتابی برگزار میشه که شاید دو تا کتابفروشی بندر کتاب هاشون بهتر از اون نمایشگاه باشه. ولی میان تو بوق و کرنا می کنند که نمایشگاهی برگزار کردیم با فلان تعداد ناشر. این براشون مهم تره تا اینکه پنجاه تا فیلمساز بیان کارهاشون رو عرضه کنن و از تجربه همدیگه استفاده کنند .
۷- نقش خداوند رو چقدر در زندگی خودت پررنگ می بینی ؟
خیلی
پ . ن ( اصلاحیه از امین درستکار) : در فرانسه استفاده از المانهای مذهبی در اماکن دولتی مانند دادگاهها، ادارات و مدارس ممنوع است که به اشتباه این ممنوعیت را مربوط به اماکن عمومی دانسته ام .



