از قدیم و ندیم گفته اند : آدم بی گوشت دستش به گربه نمی رسه ، می گوید : پیف پیف ! گوشت گربه بو میده !
خدای نکرده اگر در بین شما دوستان عزیز کسی وجودش را داشته باشد که خیال کند این ضرب المثل دستکاری شده ، بدون شک خود او احتیاج به دستکاری و تنظیم دارد . شما به گیرنده های خود دست نزنید . ما از طریق همین سایت به خانه ی آن شخص خواهیم آمد و گیرنده اش را تنظیم می کنیم . آنقدر حرف تو حرف آمد که یادم رفت چرا پای این ضرب المثل را پیش کشیدم ، شاید می خواستم درباره ی گوشت صحبت کنم و ارزانی قیمت گوشت را نسبت به کشورهای هم نوار ( به نوارهای مبتذل کاری ندارم منظورم نوار مرزی است ) به رخ شما بکشم نمی دانم ، شاید می خواستم قیمت گوش و ارزانی و فت و فراوانی آن را به سخنرانان گوشزد کنم ، نمی دانم ! آیا در میان شما کسی هست که بداند من چه می خواستم بگویم ؟

نویسنده : فسیل زنده

| ۱۳ نظر

یه روز از یکی خواستم چیزی برام بنویسه، گفت سعی‌شو می‌کنه اما هنوز …
می‌دونم گرفتاره!

این متن رو ب‌صورت اس‌ام‌اس رو براش فرستادم. همون شب جواب داد ک فراموش کرده!!
می‌دونم ب‌خاطر گرفتاری زیاد فراموش کرده

پ.ن۱: همیشه دلیلی می‌توان یافت برای فراموشی؟
پ.ن۲: نمی‌خواستم این پست را بزارم ولی گذاشتم!

نویسنده : احسان ن

| ۳ نظر

سلام. بنده نماینده ویکی‌لیکس در خاورمیانه هستم. (لطفن اهسته بخوانید کسی نفهمد)
همه رازهای شما را می‌دانم ولی چون همه، رازهای مرا می‌دانند
پس سکوت فاش‌کننده نهان است.

دی ۸۹
احسان ن

پ.ن: تشکر فروان از لی عزیز برای اعتماد ب من و در اختیار قرار دادن این فضا

نویسنده : احسان ن

| ۱۲ نظر

۱ – مسابقه داستان های ده کلمه ای با هر کم و کاستی که وجود داشت تمام شد . انتقادهائی هم به همراه داشت که شخصا قسمتی از آنها را بر خود می پذیرم و سعی می کنم در سالهای آینده برگزار کننده بهتری باشم . نتایج انتخاب بازدیدکنندگان تا پایان مهلت اعلام شده به شرح زیر است .

داستانهای شماره ۶ و ۹۷ – ۵ رای / داستانهای شماره ۲۹ . ۶۲ . ۷۸ . ۱۰۸ – ۲ رای / داستانهای شماره ۱۹ . ۲۲ . ۲۴ . ۶۰ . ۷۰ . ۷۶ . ۸۷ . ۹۱ . ۹۳ . ۱۰۳ . ۱۱۶  هر کدام صاحب ۱ رای شدند .

از دو اثری که بیشترین رای را آورده اند تقدیر خواهد شد .

۲ – ای کاش در پست پیشین که مربوط به اعلام نتایج و انتخاب بهترین داستان از طرف بازدیدکنندگان وبلاگ بود برخی از دوستانی که نظر داده بودند با ادبیات بهتری دیدگاه های همدیگر را نقد می کردند و نظرات به سمت توهین کردن  پیش نمی رفت .

۳- دوست خوبم دسامبر سفید من رو به یک بازی وبلاگی دعوت کرد ،  غافلگیرم شدم . اگر چه به خاطر نظر سنجی داستانها نمی تونستم پستی بذارم ولی الان به تمام سوالات پاسخ میدم و در ادامه به رسم این بازی ، هفت نفر از دوستانی رو دعوت می کنم که معمولاً با  فاصله وبلاگشون آپ میشه . حنیر/ وقتی آسمان به زمین میچسبد/ رهبر/ لاکپشت / استاره / پلاک ۶۶ / ماهی بالی

البته دوستانی هم که با دیدن این پست این بازی رو توی وبلاگشون انجام میدن ، اطلاع بدن که لینکشون رو در پانوشت همین مطلب اضافه کنم . بازی در ادامه  [ادامه مطلب …]

| ۱۴ نظر

قریب به یک ماه و هفت روز پیش زمانی که فراخوان دومین دوره داستانهای ده کلمه ای را اینجا می گذاشتم هیچ وقت تصور  نمی کردم که ماحصلش بشود ۱۱۸ اثری که توسط ۲۸ شرکت کننده ارسال شود . جا دارد همینجا قدردان زحمات دوستانی باشم که در این حرکت یاری ام کردند ، همچنین دوستانی که  از طریق وبلاگهایشان زحمت انتشار فراخوان را کشیدند .  و حتی دوست ناشناسی که فراخوان داستانهای ده کلمه ای را در اینجا قرار داده بود . [ادامه مطلب …]

| ۷۴ نظر

گفتاری به روی تصاویری که شرحش در فیلمنامه اصلی آمده شنیده میشود . ( جــنــسـیت صدا فعلا مشخص نیست )

صدا : روزی که خداوند داشت همه چیز را بین همه تقسیم می کرد ، من دیر رسیدم ، خیلی دیر . آنقدر دیر که همه رفته بودند و چیزی باقی نمانده بود … من و خدا تنها ماندیم . تنهای تنها … پس همانجا بود که خداوند تمام تنهائی زمین را به من هدیه داد …

| ۱۵ نظر

قبل از هر چیز اول دی ماه را به خودم ، شما و کلیه ی مردم ایران و جهان تبریک می گویم و از سازمان یونسکو در خواست دارم تا امروز را به ثبت جهانی برساند تا هر سال این روز را مردم دنیا جشن بگیرند .
بالاخره بعداز ماه ها انتظار کشنده،بزرگترین طرح اقتصادی ایران و شاید جهان به اجرا در آمد . { تا کور شود چشمان حسودان و بد خواهان }
از الآن با این دو چشم خود میبینم که دور زمانی نگذرد که در قله ی اقتصاد جهان ایستاده ایم و به دیگران فخر میفروشیم .
ما واقعا ملتی خوشبخت هستیم که مسئولان کشورمان فقط وفقط به فکر رفاه بیشتر ما شب و روز در تلاشند . نه خواب دارند  نه خوراک . بیشتر از حد مجاز از مغزشان کار میکشند ولی برای آنها که اهمیت ندارد ،آنچه اهمیت دارد فقط رفاه ملت است و بس .
ولی متاسفانه در این بین افرادی هستند که چوب لای چرخ دولت خدمتگذار میگذارند و با حرفها و اعمالشان جگر این عزیزان را خون کرده اند.کس نیست به این بدخواهان بگوید: بابا به شماچه ربطی دارد که یک شبه بنزین و گازوئیل و گاز وغیره چند برابر میشود.باباجان این عزیزان فکر همه جا را کرده اند.پس این ماهی ۴۰۰۰۰ تومان چیه ؟
دیگر چه می خواهیم ؟ میدانید با این مبلغ چه کارها که نمیشود کرد ؟
این جای تشکرتان است ؟ حواستان را جمع کنید که این بار خود ملت جوابتان را خواهند داد.
خلاصه اینکه خداوند سایه ی این دولت خدمتگذار و مردمی را بر سر ما ابدی سازد { دیگر احتیاجی به انتخابات هم نیست و کلی صرفه جویی می شود } سایه ای به بلندای شب یلدا.راستی شب یلدایتان مبارکباد .

—————

پ. ن  لی : این متن از دوست خوبم مهدی است که با نام فسیل زنده در این سایت فعالیت می کند . اگر روی لینک مطلب کلیلک کنید در پائین متن مشخصات خود متن از جمله نویسنده آن مشهود است . به گفته ی خود فسیل زنده این متن در حالی که روی تختش استراحت می کرد نوشته شده است . از همینجا آرزو می کنم هر چه سریع تر حالش خوب شود . چندین سال است که با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند . منتظر بهبودی ات هستم مهدی جان …

نویسنده : فسیل زنده

| ۹ نظر

۱ – این پرچم یعنی اینکه هم پائیز تمام شد و هم مهلت ارسال داستانهای ده کلمه ای . ممنونم از همتون . امسال همراه با اعلام این فراخوان  چند اتفاق خیلی خوب برام پیش اومد که هفت روز دیگه همراه با پست ویژه مربوط به اعلام برگزیده ها خدمتتون عرض می کنم .
2 – امروز سیل عظیم پیامهای تبریک شب یلدا به گوشیم فرستاده شد که همشون زیبا بودند . تصمیم گرفتم همشون رو بذارم اینجا.
سلام شهاب جان شب یلدات خوش ، یاد یلدای سال قبل مبارک / یلدا یادگار نام وطن میوه پائیزی ایران ، عروس زمستان در راه است . آن را بر سر سفره مهر خود بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم . یلدا فرخونده (۲) /  یلداتون هم خوش بگذره / هندونه بیار قاچ کنم لپتو بیار ماچ کنم ! زودتر از همه یلدا مبارک (۲) / یلدات مبارک / عمرتون ۱۰۰ شب یلدا ، دلتون قد یه دریا ، توی این شبای سرما ، یادتون همیشه با ما . (( یلدا مبارک )) . / سلام ، یلدا مبارک / همه لحظه های پایانی پائیزت پر از خش خش آرزوهای قشنگ … یلدا مبارک / دلخوشک ترین بهونه سال واسه خندیدن و با هم بودن ارزونی دلهای مهربونتون / تو میری و من فقط نگاه می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یه عمر فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو همین یک لظه باقیست ، تا یلدائی دیگر انتظارت را خواهم کشید ./  یلدا یعنی یادمان باشد زندگی آنقدر کوتاه است که ۱ دقیقه بیشتر با هم بودن را جشن بگیریم . / گیسوی سیاه ننه سرما بر بلندای باغ یلدا پیداست ، بیا به باغ یلدا شویم و گل یخ بچینیم . یلدایت همیش سبز باد / اونائی که تو پرانتز نوشتم ۲ دو بار نخونید 🙂 . دو بار برام فرستاده شده البته با کمی تغییر …
3 –
یلدای همتون مبارک

( خوب می دونن یارانه ها رو کی بردارن ، ملت غرق شادی شب یلدا هستند فعلا ً . شاید )

| ۱۰ نظر

دلتنگی شاید حسی باشد که گاهی هنگام مرگ ، شاید ، شاید به سراغ آدمی بیاید . اینکه فکر کند چقدر روزهای خوبی توی زندگی اش بوده و حالا دلش برایشان تنگ شود . چقدر روزهای بدی بوده و دلش برای آنها هم تنگ شود . تمام آنهایی که هر روزه جلوی چشمهایش بوده اند . حرف زده اند ، غذا خورده اند ، زندگی کرده اند و او هم جزئی از آنها بوده که ممکن است دیگر نبیندشان ، دلش برایشان تنگ شود . اینکه حالا همه آنها چیزهای دیگری را تجربه می کنند که او دیگر نمی تواند تجربشان کند . خودش دلتنگی بزرگی است که واژه ها توانائی بیانش را ندارند …

بدتر از آن هم زمانیست که زنده باشد و دلش تنگ باشد …

پ . ن : من حالم خوب است . این پست همینجوریه …

| ۲۴ نظر

« پائینو نگاه نکن – Don’t Look Down» نام فیلمی است که چندی پیش توفیقی شد و آن را دیدم  . یک فیلم آرژانتینی به کارگردانی الیسئو سابیلا  محصول سال ۲۰۰۸ . این فیلم اگر چه داستان خیلی ساده ای دارد یا جز دسته فیلمهای تین ایجری محسوب شود اما دیدنش برای تمامی زوج ها در هر رده ی سنی پیشنهاد میشود . پسر جوانی ( الوی ) که پس از فوت پدرش به خوابگردی افتاده  ، شبی در همین خوابگردی ها به پشت بام خانه شان رفته و چندین خانه را طی میکند تا اینکه به طور اتفاقی به داخل خانه ای می افتد که پیرزنی به همراه نوه اش در آنجا زندگی می کنند . نوه پیرزن دختر جوانی است که تعطیلاتش را پیش مادربزرگش می گذراند . این اتفاق باعث آشنائی الوی با این خانواده دو نفره می شود . داستان آنقدر ساده و سر راست پیش می رود که شما در طول اثر انتظار هیچ اتفاق پیچیده ای را ندارید . تکلیف بیننده با داستان فیلم روشن است . حتی در طول زمان فیلم پایانش  توسط الویرا ( نوه پیرزن ) مشخص میشود . تنها دلیل تاکید نگارنده بر آموزنده بودن این فیلم  آن است که در این اثر هفتاد و هشت دقیقه ای به نکاتی اشاره میشود که عدم توجه به آن یکی از مهمترین عواملی است که باعث افزایش آمار طلاق در کشورمان شده است . نکاتی که به درستی آموزش داده نمی شود و حتی زوج های جوان هم ممکن است در برخی موارد از بیان کردن مستقیم آن خودداری کنند . الوی که از کودکی به کمک پدش یاد گرفته که با چوب پا راه برود . در جوانی رکورد دار راه رفتن با بلند ترین  چوب پا می شود که ۴ متر بالاتر از سطح زمین بوده است . او روزی با همان چوب پا که توسط آن درخت سروی را به آغوش کشیده به خواب می رود . شاید شروع خوابیدن الوی از اینجا باشد پیش از آنکه بخواهد ناخواسته به خوابگردی بی افتد … خوابی که در آسمان شروع می شود و بیداری اش روی زمین اتفاق می افتد …

۱ ) این فیلم اگر چه یک فیلم قصه محور است اما بیننده تنها در یک مورد درگیر داستانش می شود و آنهم مهمترین قسمت فیلم ؛ پایان آن است . یعنی رفتن الویرا که در انتها همین اتفاق می افتد که به نوعی درگیری بیننده با رفتن الویرا را می توان ادویه خود فیلم دانست . ( در صحنه ای الوی ،  در لباس تبلیغاتی یک پیراشکی رفته ، اگر چه بهمراه باقی همکارانش لباس های یک دست پوشیده اند اما او به عنوان یک گوشت تازه ادویه زده شده معرفی می شود ) .

۲ ) این فیلم را می توان به نوعی فیلمی در ستایش زندگی دانست . ( اگر چه این نوع توصیفات تکراری شده اند ) اما اولین اتفاق این فیلم مرگ پدر الوی است . پدر الوی یک کارگاه ساخت سنگ قبر دارد  و او شاگرد پدرش است . الوی بعد از مرگ پدر به [ادامه مطلب …]

| ۹ نظر