از یار
این که تو هستی
و لبخند نمی زنی
بودنم را به شک می اندازد.
ن.م
این که تو هستی
و لبخند نمی زنی
بودنم را به شک می اندازد.
ن.م
محمد معینی در وبلاگ خودش «راز سر به مهر» مطلبی نوشته خطاب به آنهایی که احساس میکنند در این شرایط کنونی بعد از لوزان تحقیر شدهاند. میتوانید مطلبش را در اینجا بخوانید.
مقارن شدن روز جمهوری اسلامی که ایران به استقلال خودش آری گفت با آخرین مهلت مشخص شدن نتیجه مذاکرات هسته ای که حالا «مجبور» شده نرمش قهرمانانه انجام بده با روز اول آوریل که غالبا با دروغ شناخته میشه، ارتباطی بینشون نیست، فقط خواستم بگم اینها توی یک روز قرار گرفتن، همین.
یک سایت خوب که از خدماتش استفاده می کردم امروز اعلام کرد که دیگر فعالیتی انجام نمی دهد. این سایت که تمامی شبکه های اجتماعی را به راحتی در دل خودش جای داده بود می توانست آنها را در ستون های منظم کنار یکدیگر باز کند، اعلام کرد به دو دلیل، دیگر به فعالیتش ادامه نمی دهد. همکاری نکردن شبکه های اجتماعی که خدماتشان را به راحتی در اختیار این سایت قرار نمی دادند. و نبود منابع مالی برای رسیدگی به این سایت، حتی تبلیغاتی که در این سایت قرار گرفته بود کفاف هزینه هایش را نمی داد. البته مشترکین این سایت هم تمایلی به خرید خدمات بیشتری نداشتند که بتواند کمکی باشد به تیم اجرایی.
آدرسش در اینجاست.
دردش کمتر بود
اگر تو
فقط یک بار در تاریخ
می مردی
اما تو
هر روز صبح می میری
هر روز ظهر چشم انتظاری
هر بعد از ظهر دلت تنگ می شود
هر شب دردی به دردهایت اضافه می شود
و صبح
دوباره
می میری.
اگر فقط
یک تاریخ از این تقویم را
برای رفتنت رزرو کرده بودی
دردش کمتر بود
اما تو
در هر
«اگر بودی… »
زنده می شوی،
زنده می شوی و نمی میری
درد می شوی
درد…