تشکر ویژه

امام جمعه ارومیه: ترویج موسیقی حلال هم با اهداف جمهوری اسلامی سازگار نیست

باتشکر ویژه از ایشان…

شهاب دیدگاهی بنویسید

خستگی های نا تمام آقای فرناندو

او قلمش را روی میز گذاشت و به همسرش گفت: من خستم. بعد روی تخت دراز کشید و چون فکر می کرد مهمترین داستان عالم را نوشته باید تا ابد استراحت کند. اما کسی داستان مهم او را هیچ وقت نخواند. استراحت همیشگی نگذاشته بود او داستانش را جایی ارائه کند…

شهاب دیدگاهی بنویسید

سوال

نماینده های مجلس در دو دوره ی« ا.ن»،  هر غلطی کرد سکوت کردند. بعد یکهو یادشان آمد که می توانند به دولت هم گیر بدهند. الان دارند خوب گیر می دهند. معلوم نیست با خودشان چند چند هستند؟ اگر یک سری اقدامات اشتباه بود پس چرا شش سال سکوت کردید؟ اگر اعتراض کردن بلدید پس چرا  آن موقع مملکت به قهقهرا می رفت خودتان را زدید به خواب؟؟؟
خب وقتی پای منفعت در میان باشد، نماینده ها لال می شوند.

شهاب دیدگاهی بنویسید

زاون …

خاطره‌ی خوبم از زاون قوکاسیان برمی‌گردد به جشنواره‌ی اردی‌بهشت در سال ۸۷، فیلم قطب جنوب در آن جشنواره به انتخاب زاون جایزه گرفته بود، برخی دوستان بعد از همان جایزه در وبلاگ‌هایشان نوشتند که این جایزه مشکوک بوده و داورها فیلم‌های دیگری انتخاب کرده بودند. (یعنی زاون قوکاسیان به همراه فرهاد ورهرام و داور دیگری که نامش را یادم نیست فیلم‌های دیگری انتخاب کرده بودند اما برگزارکنندگان به اشخاص دیگری جایزه داده‌اند.) علاوه بر توهین به داورها که در این تحلیل‌ها خواسته یا ناخواسته صورت گرفته بود، این نظر از آنجا بی‌پایه و اساس بود که زاون فیلم قطب جنوب را با خودش به اصفهان برده بود و به شاگردهایش نشان داده بود. چه چیزی بهتر از این می‌توانست برای من باشد؟ این حرکت خودش یک جایزه جداگانه محسوب می‌شد. هیچی تلخ‌تر از این نبود که ببینی یکی از دوستان عکس زاون قوکاسیان را در صفحه مجازی‌اش به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: خداحافظ

پ.ن : زاون قوکاسیان از معدود سینماگرانی بود که اهالی سینما غالبا او را با نام کوچک صدا می‌زدند. انگار همه او را دوست نزدیک خودشان می‌دانستند.

عکس از جلیل درویشی

شهاب ۴ دیدگاه