انتشار ماهنامه «جی»

«ماهنامه جی» که یک رویکرد فرهنگی، هنری و ادبی دارد در شماره فروردین خود
با مطالبی از :
مهدی مرادی زاده | هادی کیکاووسی | جواد قاسمی | مستعان صالحی زاده | منیژه آقایی | نسترن محسنی | احسان میرحسنی | احسان نفیسی | شهاب آب روشن و بهروزعباسی به زودی در فضای مجازی منتشر می شود.

شهاب دیدگاهی بنویسید

کارد و استخوان

آورده اند روزی کارد وارد بدن مسئولی شد. به استخوان نرسید. باز جلوتر رفت. به استخوان نرسید. و همین طور جلو و جلوتر رفت و به استخوان نرسید. ماشاالله همش گوشت بود. کارد بازگشت و راه آشپزخانه پیش گرفت. 

شهاب دیدگاهی بنویسید

افزایش جمعیت – افزایش بدبختی

خبری خواندم که در آن گفته شده بود ۴۷ هزار زن پس از مرخصی زایمان از کار بی کار شده اند. سوالی که مطرح می شود این است؛ در جامعه ای که هنوز امنیت شغلی آنچنان بالا نیست که زن با آرامش خیال به نگهداری فرزندش بپردازد چه طور اینقدر شعارهای پوچ و تو خالی می دهند که خانواده ها به فکر افزایش جمعیت باشند. یعنی آنقدر کارد به استخوان مسئولین نرسیده که کمی شعور به خرج بدهند با اینهمه گرانی، پایین بودن حقوق (که بعضا به زیر خط فقر می رسد)، پایین بودن سطح آموزشی و سواد در جامعه و مشخص نبودن وضعیت یارانه ها (یک نمایش مسخره که به نفع هیچ کس نبود و نیست) چه طور می شود جمعیت را افزایش داد؟
پ.ن: معمولا جوامعی نگران کم بودن جمعیت هستند که در سرشان این باشد که بخشی  از جمعیت به خاطر جنگ از بین بروند.

شهاب دیدگاهی بنویسید

مرگ در این چندقدمی

۱- قبل از عید توی بیمارستان کودکان، بچه ای روی تخت بود که همه می دانستند قرار است تا چند روز دیگر تمام کند. چمشان کودک باز بود و داشت نفس نفس می زد. شاید تا همین چند وقت پیش داشته توی کوچه با هم سن و سالهایش بازی می کرده و حالا خبر نداشت که چه سرنوشت تلخی در انتظارش است.
۲- قرار است سه شنبه دختری که تا همین الان دارد نفس می کشد اعدام شود. او برای آبروی خودش ناخواسته شخصی را کشته. اینکه بدانی قرار است جانت تا چند روز دیگر بالای دار، بعد از کمی تقلا کردن گرفته شود و تمام شوی کابوسی است که تا روز اعدام  بارها تو را از خواب پرانده و می کشد. حتی فکر کردن به آن سخت است. 

شهاب ۲ دیدگاه