و حتی بازیکن ذخیره – داستان کوتاه

پدر فوتبالیست خوبی نبود و توی هیچ تیمی بازی نمی کرد . بازی اش نمی دادند . او برای خودش یک تیم بود ، مدافع و مهاجم و دروازه بان خودش بود . مربی خودش بود . داور خودش بود و هوادار هم خودش . نه جامی را گرفته بود و نه قهرمان لیگی شده بود . سیستمش یک بود . هر کجا  لازم  میشد بازی می کرد .
مشکل بزرگ آنجا بود که شوت زدن زیر زنش . بعد بخت ما و زندگی خودش هیچ کدام بردی را در پی نداشت . هیچ کدام به هدف نخورده بود . ما حتی قبل از اینکه بازی شروع شود باخته بودیم .

شهاب ۱۵ دیدگاه

و باز هم پیشگیری بهتر از درمان است

برخی خبر ها ممکن است آنقدر که فکر می کنیم جدی نباشند اما از قدیم گفته اند پیشگیری خیلی بهتر از درمان است . در مورد خبر احتمال جدا شدن بخش هایی از استان هرمزگان هم بهترین راه شاید همین پیشگیری باشد . تا به قول دوستان سرنوشت معدن فاریاب بر سر بخش هایی از این استان عقابی شکل نیاید .

رضا دبیری نزاد در وبلاگ خود نامه ای به برخی از اصحاب فرهنگ و هنر این استان نوشته که در واقع می توان آن را به تمامیت این جامعه فرهنگی تعمیم داد . امید است اقدامات موثری را از سوی اهالی فرهنگ و هنر این استان شاهد باشیم . همفکری شاید اولین و مناسبترین اقدام باشد . 

پ . ن ۱ : سردار سرلشکر  رشید جانشین ستاد کل نیروهای مسلح گفته : دسترسی خراسان و اصفهان به ساحل فراهم شود .

پ . ن ۲ : چند روزیست که قصد کرده ام در تدوین فیلم گمبرون تغیرات کوچکی ایجاد کنم . تغیراتی که شاید قدم کوچکی باشد برای سرزمینی که در آن زندگی می کنم  .

شهاب ۱۱ دیدگاه

خانه های سیاه

پدر هر روز
جدولی حل می کرد
شاید سه حرفی
افقی
نان در بیاید
مادر اما یک عمر
این سه حرفی ها را
عمودی
رنج دیده بود

شهاب ۱۵ دیدگاه