کلام صد و بیست و هفتم
من به بیراهه رفته ام ، تو کم نیاورده ای .
من به بیراهه رفته ام ، تو کم نیاورده ای .
اولین برخورد من و محمد ( اصغر ) نریمانی بر میگردد به سال هشتاد و دو . زمانی که هنوز فرهنگسرای شهید آوینی به پارکینگ امامزاده سید مظفر تبدیل نشده بود . آن زمان که جلسات چهارشنبه داستان منحل نشده بود و هنوز شور و شوق رفتن به فرهنگسرا بین بچه ها دیده می شد ، در یکی از همان جلسات داستان بود که دیدمش و بعدها آنقدر آشنا شده بودیم که تدوین اولین فیلمش را با هم انجام دادیم سال هشتاد و شش . محمد به غیر از ساخت فیلم ، کارگردانی یک تئاتر را هم در کارنامه اش دارد ، و بیش از همه اینها در زمینه ادبیات فعالیت کرده ، کمتر کسی است از بچه های هنرمند استان که شعرها و ترانه های او را نخوانده و نشنیده باشد . مخصوصا زمانی که خودش آنها را بخواند ، احساس میکنی خود رامی یا یکی از شاگردان خوب او جلویت نشسته . همان سال هشتاد و شش یکی از کارهایش را با صدای خودش در فیلم قطب جنوب استفاده کردم . مصاحبه ی نریمانی بر خلاف مصاحبه مرتضی نیک نهاد و تمام روزهایی که با هم گپ می زنیم خیلی کوتاه و جم و جور از آب درآمد . یعنی بعضی جاها من با سکوت مواجه شدم . به همین خاطر بعد از مصاحبه یکی از اشعارش را گذاشته ام البته با اجازه خودش .

۱- یک واژه میگم چیزی که به ذهنت میرسه رو بگو . عشق .
یک رابطه ی دو طرفه است که یا به اشتراک فکری میرسه یا به میل جنسی
۱ -۲ خب اینطوری عشق به غیر از انسان میره زیر سوال . مثلا عشق به خداوند !
اون هم یه اشتراک فکریه
۲ – چقدر به فعالیت های فیزیکی علاقه داری ؟
فعالیت فیزیکی اگر با معیارهای فکریم که در شاخه هنر قرار میگیره نزدیکی داشته باشه زیاد ولی اگر کارهای مکانیکی ، کارهای یدی برای درآمد زائی باشه نه
۳- از بین آثار هنری کدوم یکی شما رو بیشتر به آرامش می رسونه ؟
سینما و موسیقی
۴- اگر روزی در آرامش کامل باشی و آسوده زندگی کنی بدون هیچ دغدغه ای ، به راحتی به مطالعه و خلق آثار هنری می پزدازی یا نه ، یا اینها همش بهانه است ؟
میپردازم . همیشه راهی برای خلق آثار هنری وجود داره . چون هنر عاریه گرفنه . همین که تولید میشه تو داری عاریه میگیری . وقتی عاریه میگیری یعنی داری یه چیزی رو می سازی . اون چیز واقعیت محض نیست . تو با یک دنیای غیرواقعی روبروی که از واقعیت گرفته شده . به خاطر همین همیشه این شرایط وجود داره که دنیای واقعی خودت رو تبدیل کنی به یک دنیای غیرواقعی . پس تا وقتی که دنیای واقعی ات وجود داره ، دنیای غیر واقعی ات که هنره هم وجود داره .
۵- آرامش چیه ؟
مرگ
۶- یه سوال ازت می پرسم که یه روز تو از من پرسیدی اما من هیچ وقت جوابش رو نمی دونستم چیه . حالا من می خوام همون سوال رو از تو بپرسم و اون هم اینکه مهم ترین چیز چیه ؟
مهمترین چیز کشف مرگ و کشف خداونده
۷- نقش خداوند رو چقدر در زندگی خودت پررنگ می بینی ؟
( سکوت ، اصغر به من نگاه می کند )
***
زن
مجال بی تنفس تکاپو
منهای ضرب و زور
در درد و آینه
لالای مرد جذامیی به خواب رفته
از تب نان
و بی راه تلخ
که داد می زند
کجاست کار
جوان
خالی از جهان و پرت
در درب غولچه امیدش پیه سوز نور
تا مصراع جهان را
به شعری بدل کند
ابلیس و من
دو چوک کوچک از تبار درد
مقتول روزهای بی سرور و خستگی
بهار مرده اما تو او را نکشته ای
وقتی که علم زمان را به زانو افکنده است
پ . ن : احساس می کنم نتونستم با محمد نریمانی وارد بحث کامل بشم، به هرحال این رو از بی تجربگی خودم می دونم چون من و محمد نریمانی همیشه حرف برای گفتن داریم.
بعد از خداحافظی بر میگردی سوالت رو بپرسی یا میذاری یه سوال یه عمر روی دلت سنگینی کنه ؟
بعد از شنیدن خبر دریافت نکردن حقوق کارکنان و کارگران مناطق مختلف کشور که در کارخانه ها و شرکت های گوناگون دست به اعتصاب زده اند ، چند روز پیش باخبر شدم که برخی کارکنان روزمزد شرکت مخابرات بندرعباس هم به خاطر دریافت نکردن حقوق چند ماهه ی خود مدتی سر کار حاضر نشده اند . هم اکنون بخش ۱۱۷ شرکت مخابرات نیز غیر فعال است .
کلام من همان واژه هایی است که در سکوت تو غریب مانده اند و نمیدانی که همین واژه ها با سکوتت آشنایند.
نویسنده : این روزا