با احسان رضایی سال ۸۳ آشنا شدم . برای ساخت دومین فیلم کوتاهم بود که به کمکم آمد . این همکاری سینمایی دو سال بعد هم ادامه یافت . سالی که برادران رضایی اولین فیلم خودشان را با نام گوج گنو ارائه دادند . بعد از آن بود که کم کم با ایمان هم آشنا شدم . حالا بعد از گذشت هفت سال بردارن رضایی هنوز پر انرژی به ساختن فیلم ادامه می دهند . تا کنون ۶ فیلم مستند داستانی ماحصل فعالیت این دو برادر بوده است . زمان پیش تولید فیلم هفتم بود که این گفتگو انجام شده است . در همین چند ماه اخیر دو فیلم آخرشان با نامهای « کشند قرمز » ، جشنواره تصویر سال و « دست » ، جشنواره فیلم کیش را تجربه کرده است . پیش از اینها دو فیلم « گوج گنو » و « دهندآف گاد » نیز در جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز حضور داشته است .
۱-تعریف شما از سینما چیست ؟
احسان : سینما یک رسانه است . یک مدیومه برای انتقال اندیشه و افکار و مجموعه دریافت ها و کشف و شهود انسان از محیط اطرافش مثل بقیه رسانه ها
ایمان : به نظر من هفت هنر کلی داریم و تموم آدمها به نوعی ، به یکی از هنرها علاقه دارند . سینما شش هنر دیگه رو در خودش داره
۲ – اگر روزی به هر دلیلی جلوی فیلم ساختن شما گرفته بشه چه کاری انجام میدید ؟
احسان : اگر تنها جلوی فیلم ساختن من گرفته بشه عکاسی می کنم و اگر کلا با مقوله هنر مخالفت کنند میرم کشاورزی می کنم . نویسندگی هم انجام میدم . شاید برم یک رمان چاپ کنم . کلًا سوالات خیلی سخته .
ایمان : اگر صرفا سینما باشه میرم موسیقی و یا عکاسی کار می کنم اگر کلا بگن کار هنری انجام نده میرم معلم می شم .
۳ – چقدر با سینمای سایر شهرها فاصله داریم و چه راه هایی رو باید بریم تا به اونها برسیم ؟
احسان : من احساس می کنم فاصلمون زیاده . بیشترین تاکیدم روی نیروی انسانیه . اصلا نیروی انسانیمون قابل مقایسه نیست چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ تخصص . مسائلی که داریم تو فیلمامون مطرح می کنیم بیشتر مسائل بدوی هستند تا مسائل مدرن . در اساس هنر ما یک هنر اجتماعی و یک هنر مدرن نیست . منظورم از اجتماعی اینه که هیچ ارتباطی به جامعه ای که توش زندگی میکنیم نداره . این سینما خوب نمی تونه حرفش رو بیان کنه یا یک جوری عقیمه . مثل بقیه هنرها
ایمان : ما فاصله زیادی نداریم از لحاظ کیفی ولی یک جمله هست که میگه : باید همه چیزمون به همه چیزمون بیاد . اگر سینمای ما ضعیف تر از شهرهای دیگه است . من این طوری نتیجه می گیرم پس هنرهائی که تو این استان داریم از هنرهای استانهای دیگه ضعیف تره . درست مثل جمله اولم ، اینکه سینما مجموعه سایر هنرهای دیگه است .
۴ – شما به دکوپاژ آهنین اعتقاد دارید یا همه چیز رو سر صحنه مشخص می کنید ؟
احسان : نه به دکوپاژ آهنی اعتقادی نداریم ، ولی دکوپاژ داریم شاید توی ذهن یا روی کاغذ باشه.
ایمان : به دکوپاژ آهنین اعتقاد نداریم ولی دکوپاژ داریم . وقتی ما خودمون رو مستند ساز می دونیم . پس تمام کنترل فضا در اختیار ما نیست پس داشتن دکوپاژ آهنین منطقی نیست از نظر ما .
۵ – زبان سینمائی چیست ؟ احساس می کنید به اون زبان رسیدید یا خیر؟
احسان : شیوه روایت یک فیلمساز در سینما میشه اون زبان سینمائی . یا میشه تعبیر کرد که اون فیلمساز چه طوری به دنیا نگاه میکنه . مثل اینکه بگن شما در مورد تابستان گذشته یک انشا بنویسید . این دیگه مختص به ماست یا اونی که داره انشا می نویسه ، که بستگی داره به اون فرهنگ ، اجتماع ، محیط و خانواده که توش زندگی می کنه اون زبان رو شکل میده . سینما اساسا چیز جدیدی نداره جز آدمهایی که میان و حرف می زنن و از زاویه دید خودشون نگاه می کنند . ما توی سینما دنبال این هستیم که از زاویه اون آدم با رسانه سینما به دنیا نگاه کنیم / تا حدودی
ایمان : من همونجوری که زندگی میکنم فیلم می سازم . یعنی زندگی و سینمام مثل همه . پس من همونطوری که توی زندگیم رفتار میکنم . لهجه و زبانی که توی زندگی دارم همون لهجه و زبان و رفتار هم توی فیلمسازیم وجود داره .
۶ – چقدر مرزهای جغرافیایی رو در ارزش آثار هنری یک شخص مهم می دونید ؟
احسان : مرزها در میزان ارزش گذاری یک اثر تاثیر دارند
ایمان : مرزها در میزان ارزشگذاری یک اثر تاثیر ندارند
۷ – نقش خداوند رو در زندگی خودتون چقدر پررنگ می بینید ؟
احسان و ایمان (هر دو با هم و بدون هماهنگی ) : الهم صل علی محمد و آل محمد