کلام صد و یازدهم
– نمی دونم .
– چیو نمی دونی ؟
– نمی دونم .
– نمی دونم .
– چیو نمی دونی ؟
– نمی دونم .
دلش گرفته، اینرا دلم میگوید
نویسنده : احسان ن
رک: رک. [رُ] (ص، ق) (عامیانه) بیپرده (گفتار) پوست کنده (گفتار). صریح…(ادامه در اینجا)
رک بودن یک امر اکتسابی است. یعنی ما یاد میگیریم رک باشیم. این امر برای اولین بار در خانواده آموزش داده میشود، درست مثل خیلی از رفتارهایی که در آینده پای ثابت شخصیتمان میشوند. در جوامع جهان سومی مثل ایران که هنوز اعضای خانواده بعد از مدتی با هم غریبه میشوند و سعی میکنند با ایما و اشاره و گاهی گوشه و کنایه منظور خودشان را برسانند، بدور از انتظار نیست که فرزندانی را روانهٔ جامعه کنند که همیشه سعی دارند با رفتارهایی دردناک وگاه مضحک منظور خودشان را برسانند. همین امر باعث میشود بدیهیترین معانی پشت رفتارهای گنگ ما مخفی شوند. به تعریفی خود زبان عامل اصلی سو تفاهمها است، حالا بخواهد معانی به جای زبان نسبتاً قابل هضم گفتار، پشت خندهها. اخمها. سکوتها. واژههای نامفهوم و بعضاً توهینها مخفی شود، چه میشود؟؟ همین میشود که به قول فروغ چراغهای رابطه تاریک میشوند وگاه راه سادهای میشود برای گفتن دروغهای خواسته یا ناخواسته افراد. البته صریح بودن هم در وهله اول شجاعت میخواهد. چقدر شجاعتش را در وجود خود میبینید؟
سکوت زائیده ی سوالهای بی جواب تو نیست . سکوت تو تردیدیست که پشت نگاهت جوانه زده است . سکوت تو حرف هائیست که هر روز زمزمه می کنی .
خدایا منو از وسط این سریال کلمبیایی بکش بیرون .