درباره فیلم My Joy

چرا فیلم My Joy فیلم مهمی است؟
اگر خلاصه ای از این فیلم را بخواهیم مرور کنیم در واقع داستان پدری‌ست که مدت‌ها به خاطر جنگ نمی‌تواند به شغل سابقش یعنی معلمی برگردد، او منتظر است تا جنگ تمام شده و شرایط به حالت عادی بازگردد. او یک شب به دو سرباز هم وطنش غذا و جا برای خواب می‌دهد اما سربازها صبح او را می‌کشند. چند سال بعد پسر معلم بزرگ شده و وارد کار ترانزیت کالا می‌شود. او نیمه شب یکی از دفعاتی که باید محموله‌ی آردی را جابه جا کند با چند دزد و راه‌زن روبرو می‌شود.
قطعا داستان فیلم به شیوه ای که بالا ذکر شد روایت نمی‌شود. زیبایی فیلم My Joy  در این است که روایت زندگی این مرد را در چند مقطع مهم کلاژ کرده و روند استحاله او را از یک شهروند عادی به یک قاتل را در چند مقطع مهم زمانی نشان می‌دهد. برش داستان از حال به گذشته و سپس آینده، به شیوه‌ای که بیننده تمامی رفتارهای جنون آمیز او را قبول می‌کند. این شیوه شیوه جدیدی برای سینما نیست اما برای بیننده‌ای که خود در تکمیل رفتارها و داستان زندگی مرد شریک می‌شود شیوه مناسبی به نظر می‌رسد. کارگردان به زیرکی بخش‌هایی از فیلم را مخفی می‌کند، بخش‌هایی که برای بیننده‌ی کنجکاو هزاران داستان نگفته را روایت می‌کند. شاید این یکی از مهم‌ترین دلایلی‌ست که فیلم My Joy را نسبت به بسیاری از فیلم‌ها متمایز می‌کند. (شریک شدن بیننده در تکمیل آن).
چیزی که شخصیت اصلی فیلم را به یک قاتل تبدیل می‌کند، دیدن جنازه پدرش در کودکی نیست، این رفتار فاشیست گونه‌ایست که سالیان سال پس از جنگ ادامه پیدا کرده و پس از هر اعتمادی یک خیانت را تجربه می‌کند. پس از هر اعتماد یک مرگ و یک خشونت شکل می‌گیرد. و هر شخصی در هر جایگاهی (مخصوصا نظامی) وظایف خود را به درستی انجام نمی‌دهد. انگار هر جا که حضور یک نظامی باشد در نهایت حادثه‌ی تلخی رقم می‌خورد. نگاه انتقادی کارگردان بی‌شک به وضعیت حضور اسلحه‌داران در جامعه‌ایست که در آن زیست می‌کند. چه آن نظامی که برای جنگ اعزام شده و چه آن نظامی که مسئولیت کنترل جاده‌ها را به عهده دارد.
شاید پس از دیدن فیلم دیگر صحنه‌ی آغازین آن برایتان آنچنان عجیب و جای سوال نباشد که چرا شخصی را به بدترین شکل ممکن دفن می‌کنند، و اصلا او کیست و چرا همچین رفتاری را سزاوارش دانسته‌اند.
My joy ساخته سرگئی لوزنیتسا محصول ۲۰۱۰ کشور روسیه است که در کارنامه جوایز و نامزدهای خود، نامزدی نخل طلا و دوربین طلای جشنواره کن را نیز دارد.

شهاب دیدگاهی بنویسید

روزنوشته‌ها

بعد از انتخابات تو اینستا اونایی که عکس بنفش پروفایلشون بود و هیچ‌گونه مطالبه‌گری و پرسشگری رو در پیش‌نگرفتن دونه دونه آنفالو کنید

شهاب دیدگاهی بنویسید

ترجمه سند ۲۰۳۰

 چقدر می‌تونه کثیف باشه شخصی که به خاطر بازی‌های سیاسی ننگین خودش به دروغ ملت رو گمراه کنه…


بندهای سند به همراه ترجمه

شهاب دیدگاهی بنویسید

اقلیت

سر زدن به شهرهایی چون یزد، اصفهان، کرمان و حتی زندگی کردن در بندرعباس مرا با مساله مهمی آشنا کرد. در شهر یزد و در محله زرتشتی‌ها، اصفهان محله جلفا، کرمان محله زرتشتی‌ها نزدیک به کوه صاحب‌الزمان و همچنین محله سورو که در غرب شهر بندرعباس اهل سنت در آنجا سکونت دارند همیشه یک آرامش و سکوت قابل اطمینانی وجود دارد. کافی‌ست یکبار در این محله‌هایی که گفتم قدم بزنید. اما هیچ‌وقت دلیل ترس و واهمه‌ی حکومت از اقلیت‌های مذهبی برایم روشن نبوده.

شهاب دیدگاهی بنویسید

روزنوشته‌ها

دو فیلم آخری که دیدم، متاسفانه برخی بی‌منطقی‌ها و تصادف‌های سینمای هالیوود با پلان‌های چشم نواز و‌ طولانی سینمای اروپا در یک نقطه‌ی نامیمون کنار هم جمع شده بودند.
دو فیلم womb و youth.

شهاب دیدگاهی بنویسید