روزنوشته‌ها

وقتی به تو خیانت می کنند
انگار بازوهایت را قطع کرده اند
می توانی آنها را ببخشی
اما نمی توانی در آغوششان بگیری…

تولستوی
#کپی

شهاب دیدگاهی بنویسید

سال ۹۶ 

به قول چهرازی، بهار یهو میاد مثل پاییز و بقیه…

البته با کمی تغییر.

تو یک‌چشم بهم زدن اومد‌. ۹۵ هم رفت، با سیلی از حوادث غیرقابل پیش‌بینی…

خدایا خودت به خوشی بگذرون…

شهاب دیدگاهی بنویسید

تقدیم به نسترنم

می خواهم دوستت بدارم
تا به جای همه جهانیان پوزش بخواهم،
از همه جنایاتی که مرتکب شده اند در حق زنان.
اززنانگی ات دفاع می کنم،
آن سان که جنگل از درختانش دفاع می کند
و موزه لوور از مونالیزا
و هلند از وان گوگ
و فلورانس از میکل آنژ
و سالزبورگ از موزارت
و پاریس از چشمهای الزا…

می خواهم دوستت بدارم تا شهرها را از آلودگی برهانم
و تو را برهانم از دندان وحشی شدگان.
من کی ام بدون تو؟
چشمی که مژه هایش را می جوید،
دستی که انگشتانش را می جوید.
آنگاه که مرد بر دوش زنی تکیه نکند، به فلج کودکان مبتلا می شود.
آنگاه که مرد زنی را برای دوست داشتن نیابد، به جنس سومی بدل می شود که هیچ ربطی به جنسهای دیگر ندارد.
بدون زن مردانگی شایعه ای بیش نیست.

(نزار قبانی)

شهاب دیدگاهی بنویسید

روزنوشته‌ها

گل کوچک پرسید:
«ای آفتاب!
چه‌طور می‌توانم برایت آواز بخوانم و
پرستشت کنم؟»
خورشید جواب داد:
«با خاموشی ساده‌ی پاکی‌ات.»

رابیندرانات تاگور
برگردان از ع. پاشایی

شهاب دیدگاهی بنویسید

روزنوشته‌ها

شعری از بکت
(ترجمه نیما فرح بخش)
_
که می‌تواند
حکایت این پیر مرد را روایت کند؟
چه کس غیاب را وزن می‌کند؟
که می‌خواهد
به وجب
حجم نیاز و اندوه جهان را اندازه کند؟
یا به دور هیچ
در واژه ها حصار کشد؟
_
#شعر_جهان
_
@OrganonChannel

شهاب دیدگاهی بنویسید