پس از سه دقیقه

ایستگاه خنده های ممتد
چای سرد ، به استقبال
عابرین پیاده ای
که کیف هایشان پر از قلم هائیست
که فردا رنگ می دهند

شهاب | دسته‌‌بندی: هنر و ادب13 تیر 1390 | ۶ دیدگاه

  1. لی
    تیر ۱۷, ۱۳۹۰

    ممنون احسان جان که همیشه هستی

  2. احسان ن
    تیر ۱۷, ۱۳۹۰

    "که کیف هایشان پر از قلم هائیست
    که فردا رنگ می دهند"

    مم‌نون لی عزیز

  3. لی
    تیر ۱۵, ۱۳۹۰

    داستان داره این اثر .
    بعدش هم روشنفکری در مرام نیست 🙂

  4. نرگس
    تیر ۱۵, ۱۳۹۰

    نه بابا! واقعا نفهمیدم.(شکلک خنگ)
    یه کم روشنفکرانه بود. ما هم که کلا تعطیل کردیم و توی تاریکی نشستیم :)))

  5. لی
    تیر ۱۴, ۱۳۹۰

    دارید تلافی می کنید . 😀
    حس چند روز پیشم بود خواستم به نظم درش بیارم

  6. نرگس
    تیر ۱۴, ۱۳۹۰

    بابا این که خیلی سخت شد! زیر دیپلم بگویید ما هم بفهمیم ؛-)