پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

ما اصلن هم دست بدبختی و فقریم

ما جوانان ِ با هم بدِ امروز ،

چند میلیون پیرزن وُ پیر مردِ تنها خواهیم بود ،

دور هم به پوکر با خدا و فرشگان مشغول ،

خواهیم بود بی کسان ِ هم ؛

می ترسم از اینکه پیر شویم ،

آفتابه هم دست هم ندهیم

ما اصلن هم دست بدبختی وُ فقریم ! ”

 

م . خفه خوان

3 پاسخ

پاسخ دادن به mamad لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟