پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

شعری از محمد نریمانی

چندی پیش محمدنریمانی دوست شاعر و هنرمندم یکی از آخرین آثارش را برایم فرستاد که آن را با شما به اشتراک می‌گذارم.

مفهوم است

که نه روزنامه اینجا کاره ایست

و نه تصویر و دلار و باندهای پیچیده به دور جنازه ی ما

فقط   

جای نیوتون خالیست

که آن هم

تف اش با جاذبه

به سمت پستـانهای جیغ مادر بزرگ

لیز میخورد

باستر کیتون 

با ترامپ

از دخترهای پل شهناز و بازار شهرداری میگذرند

و عسل

نازکنان

کبودی زیر چشم درخت نفت را

ماچ میکند

این  یعنی

مردن قبل از شعر

یعنی

سکس بدون مفاهمه

یعنی  نفس  صدف

و      عدول

زندگی

حامله 

رنجور

و خدا

بی کار

روی صندلی زرشکی اداره ی ثبت و احوال

من  

شرمنده ی شما

شما  

شرمنده ی من

راستی

گربه ی همسایه ی تازه رسیده ی ما

پفیوس

چطور

نگاهم میکند

(محمد نریمانی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیشین

هنربندان

هنرمند و سلبریتی جامعه کی می‌خواید کنار مردمش بایسته؟ وقتی همه مردم اصطلاحاً All in کردند، چه در داخل و چه در خارج. دانشجوها آینده‌شون

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم