پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

داستان‌های نیمه شب/۲

غُغُغُلغُلغُلغُل اگه فکر کردین من غُغُغُلغُلغُلغُل جای رفیقمو لو‌ می‌دم کور خوندین. غُغُغُلغُلغُلغُلغُغُغُلغُلغُلغُلغُغُغُلغُلغُلغُلغُغُغُلغُلغُلغُلغُغُغُلغُلغُلغُل

ادامه مطلب »

داستان‌های نیمه شب /۱

همیشه قرارمان بعد از مدرسه بود، درست پشت راهنمایی دخترانه‌ی شهید آتش افروز. یک روز گفتم بیا شعله‌اش را زیاد کنیم. گفت: نه. خواستگار دارم. من از همان بچگی مخالف ازدواج کودکان بودم.

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

معنی زندگی کردن

یک روز ظهر که از سر عادت هر روزه و بی‌حوصلگی تکرار امر درست کردن نهار رفتم توی آشپزخانه و با ترکیب تکراری‌تر چند مواد

دوراهی ریا و صداقت

من که راضی نیستم حتی یک‌ ریال از پول این مملکت بره خارج از مرزهای خودمون کمک بشه، اما دیدید یک نفر از فلسطین مال‌ها

دندان فیل

بعد از رفتن مادربزرگم در این تقریبا یازده سال گذشته، این خاله‌، بزرگ خانواده مادری بود. دیر به دیر میدیدمش. آخرین بار که کرمان بودم

خفه‌خون گرفتگان

۹۶ خفه‌خون ۹۸ خفه‌خون ۴۰۱ باز هم خفه‌خون دلیل: چون خودتون یکی از طرفداران اون ایدئولوژی بودید و دستتون می‌رسید به صفوف اسلحه به دستان

یک تصادف ساده

اوج سینمای پناهی «طلای سرخ» بود و «دایره». بعد از جریانات ۸۸ و دستگیری انگار پرت شد به دنیای دیگری. در این چند فیلم اخیر