روزنوشتهها
هر عطسه، شلیکیست که خودم را نشانه میروم. مردن، زنده شدن.
هر عطسه، شلیکیست که خودم را نشانه میروم. مردن، زنده شدن.
گاهی راهی جز نوشتن نیست. بیدار ماندم و شروع کردم به نوشتن
خبر کوتاه بود و عاشقانه،
موهای هم را کوتاه کردیم،
و حالمان خوب است.
سال ۹۲ حدسم این بود که اگر اعتراض دیگری در مملکت بشه انتخابات ۴ سال بعد توسط بسیجیها علیه روحانیه. جالبه دقیقا توسط بسیجیها استارتش خورد اما چند ماه بعد از انتخابات.
#اعتراضات_سراسری
زلزله آمد.
مرد باک ماشینش را برای سفر به دورترین نقطهی کره زمین پر کرد. ماشین را روشن کرد و دور شد.
زیباترین اتفاق هنری به نظرم دیوانگی در هنره، اینکه ذهنت و احساست رها باشه و به هر سمتی به تاخت چهارنعل بره… اینه غایت خلق یک اثر هنری.
وقتی میفهمی ناخواسته بخش اعظم نوشتههاش توئی…
سوال امروز:
فیلم «انتهای خیابان چهل و یکم» چرا و چگونه؟
در بین سیل عظیم تبلیغهای مجازی یا غیرمجازی مربوط به رعایت مصرف آب، چهار تا تبلیغ تلویزیونی یا رادیویی در رابطه با رعایت مصرف آب از سمت کشاورزها یا صنعتیها ندیدم. جان هر کی دوست دارید کمی به این سمت هم بپردازید… هشتاد درصد آب این مملکت اون طرف داره مصرف میشه. اینهمه زمین نشست کرده صرفا واسه مصرف بیرویه آب شهری نیست…
شبها مچپاها به بالا دیگر بیقراری میکنند. چرایش را ما هم نمیدانیم، در حالی که آنچنان راه هم نرفتهایم…