امروز روز بیست و دو خرداد است ، من راز فصل ها را …

امروز صبح بیست و دوم خردادماه است . یک سال گذشت از خاطرات شیرین و تلخ ایام قبل و بعد از انتخابات که همه چیز بود غیر از انتخابات . اتفاقی که باعث شد  امروز دست به نوشتن ببرم ، ویدئوی تلخی بود که اول صبح  یا بهتر بگویم دقایقی پیش دیدم ، تصویر جدیدی از لحظه ی کشته ی شدن ندا آقا سلطان . زاویه ای که به وضوح نشان می داد که چه طور ندا رفت . لحظه جان دادنش که  سرش را بالا آورد ، کامل جان داد و افتاد … شاید اگر چند شب پیش با چند روز تاخیر فیلم برای ندا را نمی دیدم . شاید اگر شب قبل چند دقیقه از مستند دروغین تقاطع که تلویزیون ایران برای کشته شدن ندا ساخته بود را نمی دیدم هیج انگیزه ای برای دوباره دیدن این صحنه ی دردناک پیدا نمی کردم . بعد از دیدن آن صحنه  با وبلاگ دیگری مواجه شدم که  به جزئیات ماجرا پرداخته بود که لحظه شلیک را نشان می داد  و ندا و استادش هم بودند در تصاویر و عکس ها. زنی که با دیدن صحنه دیوانه وار جیغ کشید …

به هر حال یکسال گذشت و بدتر از همه چیز این است که تصاویر قتل ندا که هیچ  ، هیچ تصویر دردناکی آن  دلهای سنگی را که باید آب کند ، نمیکند .

اگر پایان فیلم تقاطع را دیده اید بی زحمت در قسمت کامنت ها بگوئید که چه شد .  شاید پنج دقیقه نشد تمام پلان هائی که از این فیلم دیدم .

شهاب ۱۰ دیدگاه

تسلیت

فرا رسیدن فردا را تسلیت میگویم. کاش فردا آفتاب طلوع نکند تا مجبور نشویم به خاطر آوریم روز توهین به شعور ملتی بزرگ به بزرگی تاریخی که خود سازنده ی آن بوده اند. توهین به ملتی که تاریخ به داشتن انسانهایی که از آن بوده اند افتخار کرده و میکند. به کوروشی که در قرآن مجید ذوالقرنین است به سلمانی که جبرئیل امین در هر باریکه به حضور پیغمبر(ص) میرسید از طرف خداوند سلام مخصوص برایش می آورد و سلمان های دیگر که تعدادشان کم نیست تا برسیم به امام که طومار زور گویان و چپاول کنان این ملت را در هم پیچید و دروغ گویان را فراری داد. حالا چه شد که در اندک زمانی دوباره در لباس جماعتی خاکی و ساده زیست بر این ملت سوار شوند بماند که ملت خود در حق خود کرد ولی ایرانی ثابت کرده که هیچ گاه از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود و این بار با چشمان و گوشهایی کاملا باز و هوشیار آمدند تا بگویند ما شعور داریم.اما همه گان دیدند و دیدیم که چگونه ان را به بازی گرفتند و بعداز پایان بازیشان یا ان را در پشت میله ها ی زندان انداختند و یا در کمال ارامش در گورستانها به خاکش کردند و یا…. چه بگویم که ناگفتنم بهتر است کاش کر بودم تا نشنوم فریاد کمکی را از پس کوچه های تاریک شهر کاش کور بودم تا نبینم دخترکی ندا نامی را غرق خون کاش و ای کاش …

نویسنده : فسیل زنده

نویسنده مهمان ۶ دیدگاه

وقایع خردادی

بعید میدانم کسی در جریان توهین کردن به سید حسن در مراسم سالگرد جدش نباشد . این مسئله خیلی اختلافات درون حکام را روشن کرد . از طرفی مراجع تقلید برای سید حسن که هنوز به عمق فاجعه پی نبرده بود نامه همدردی نوشتند و از شیبه سازی بسیار خنده دار افراد به صحابه پیامبر و امیرالمومنین اظهار تعجب کردند . آقای مطهری آن برنامه را مهندسی شده دانسته و نقش احمدی نژاد را مستقیم میداند و جالب اینکه دلیلش را طولانی کردن سخنرانی و پرخاش به آقای انصاری دانسته و اینکه در پایان سخنرانی از همه دعوت به شنیدن سخنان رهبر فرمودند . بعد از آن بود که نمایندگان دولتی مجلس ایشان را مورد بازخواست قرار دادند و حق را به مردمی دادند که با سید حسن مخالفند و قضیه پسر سید مصطفی را پیش کشیدند . از طرفی روزنامه های دولتی هم دلیل اینکار مثلاً مردم را حمایت سید حسن از جنبش سبز و دیدار با خانواده های زندانیان و شرکت در عروسی پسر میردامادی میدانند . از همه جالبتر عکس العمل آقای مطهری به اعتراض نماینده دولت در مجلس بود که گفتند آری، اگر بصیرت آن چیزی است که امثال آیات الهی چون حضرات صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، جوادی آملی، امینی، استادی، مظاهری و ری شهری ندارند ولی امثال رسایی و روانبخش و کوچک زاده دارند من از نظر بصیرت کور مادرزاد به دنیا آمده ام و شفا یافتنی هم نیستم و مرگ را بر چنین بصیرتی ترجیح می دهم. .” .عجیب تر از همه تدکر رهبر به روزنامه کیهان بدلیل نشر مطالب غیر واقع بوده .

به نظر من خیلی اتفاقات دیگر هم افتاده که هر چه میخواهند جمعش کنند نمیشود ، این روزها آبستن حوادث بزرگیست . شاید حوادثی که هیچگاه تکرار نشود .

نویسنده : سیما سهرابی

نویسنده مهمان ۱۵ دیدگاه