پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود.
تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست در خدمت روایت و ریتم بهتر فیلم باشد.
دیالوگ‌های زیادی قابل‌ حذف شدن‌ بود،‌ چه در مرحله نگارش و‌ چه‌ در مرحله‌ی تدوین.
نشانه‌ها گاهی از فیلم‌ بیرون می‌زدند و در یک‌ رابطه علت و معلولی با داستان پیوند نخورده بود.
رابطه‌ی شخصیت‌ها با هم آنچنان قدرتمند تعریف نمی‌شدند. برای همین گاهی رفتارها عجیب و سوال برانگیز بود.

تنها به عنوان فیلم دومین کارگردان قابل توجه است. همین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیشین

شنیدن

داری چه کار می‌کنی؟ صداش نمیاد؟ ساز می‌زنم برای این گوسفند؟ آدمی اطراف نبود. کار بیهوده می‌کنی، این حیوونه نمی‌فهمه. اما می‌شنوه. همین؟ شنیدن کافیه؟

هنربندان

هنرمند و سلبریتی جامعه کی می‌خواید کنار مردمش بایسته؟ وقتی همه مردم اصطلاحاً All in کردند، چه در داخل و چه در خارج. دانشجوها آینده‌شون

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.