هر روز او می آمد و به من می گفت :سلام ،در جوابش میگفتم ،سلام …
روزی که رفت گفت : خداحافظ و من خیلی آرام گفتم : خداحافظ…
دیروز آمده بود، من به او گفتم : سلام … او گفت : فراموش کن مرا!!!
…….!؟!؟!؟
نویسنده : این روزا
هر روز او می آمد و به من می گفت :سلام ،در جوابش میگفتم ،سلام …
روزی که رفت گفت : خداحافظ و من خیلی آرام گفتم : خداحافظ…
دیروز آمده بود، من به او گفتم : سلام … او گفت : فراموش کن مرا!!!
…….!؟!؟!؟
نویسنده : این روزا
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
7 پاسخ
سلام ، اومدم این پست رو بذارم یه دفعه دیدم شما گذاشتیدش .
سلام ممنون ، هر چند با قبلی فرق داره اگه اون بهتره میتونی عوضش کنی…
سلام . نه منظورم اینه که این بهتره .
دارم آروم میزنم روی شونت حس می کنی ؟!
جان ؟
ضمیرها درست نوشته شده ن؟
متوجه نشدم ، چه مشکلی داره یعنی ؟