پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

پایـگان که وسط کشیده می شود

جهان
بیابان حوالی وطن
جایی‌ که پادگان
به قصد تو نیامده بود
جمع مکسر از شر
تکثیر می شود
تکثیر می شویم
و به سوی تو شلیک می شود
نوجوانی که
روی شقیقه ی همه ما
رژه می رفت
ماشه اش قبل از
آمدن 
وقتی که مغزش را داده بود به دست رئیس
کشیده بود
اینجا فقط کمی ادا در آورد
و تو جدی گرفتی و مردی 
می بینی …
دیوارها همه شان سرخ نشده اند
پاشو
زندگی فقط یک بلای طبیعی است

2 پاسخ

پاسخ دادن به ادریس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیشین

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست

درس‌های خودآموز

به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ می‌زنی

سنگ بزرگ

همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر می‌کنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار می‌شه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».