پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

واژه ها

که خوردش میکنی تو
روح را انسان از سر راه نیاورده
قرار نیست کار سختی بکنی
فقط حواست
به واژه هایی باشد
که پخش می کنی
مسئولیتشان را خودت بپذیر
هنوز واژه هایی از تو هستند
که پیونده خورده اند
جمله شده اند
و تو بچه هایشان را
ندیدی
که در ذهن من
لگد می زنند
لگد می زنند
که این بچه ها شبیه هیچ کسی نیستند
یک حس دورند
انگار
حسرت با حسرت
همبستر شده باشد

9 پاسخ

پاسخ دادن به من لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟