و قصه سفر آغاز می شود

می خواستم وقتی میرم .
هیچی . بیشتر نگران  مادر و پدرم هستم . همین .

پ. ن : نمی خواستم اینطوری برم . می خواستم قبلش دلم قرص باشه . که یکی هست . نذاشت . نخواست . نموند و هر چی فعله که با « نـ » شروع میشه .

شهاب ۱۷ دیدگاه

کلام صد و شصت و دوم

طرف شوت زد زیر کارگره . اون کسی که شوت زدی زیرش حتماً بابای چند تا بچه است . زن داره . زندگی داره . غرور داره . غرور یه بابا رو شکوندی امروز جلوی عابرای غریبه . 

شهاب دیدگاهی بنویسید