گاهی شبها که از جلوی بانکِ کنار خونه رد میشدم، میدیدم جلوی در بانک طوری خوابیده که باد کولر از زیر در خنکش کنه. شب اول تصورم این بود که تا فردا صبح میمیره اما شبهای بعد هم جلوی در بانک طاق باز میخوابید و فردا باز غیبش میزد… کمی بعد پاکت سیگاری کنارش دیده می شد… و چند شب بعد موقع رسیدنم بیدار بود و قدم میزد. آخرین باری که دیدمش با یک مخاطب خیالی حرف میزد… نصفهی سیگار توی دستش بود و داشت گله و شکایت میکرد… اینکه معتاد و بیخانمان بود رو نمیشد حدس زد اما میشد
بیاییم ببینیم با قهوه ای کردن جریانی در اکنون، ناخواسته خودمان را در گذشته قهوه ای نمیکنیم. بعضی انتقادها غالبا یک تف سربالاست. قبل از اینکه روی اطرافیان به خاطر رفتار اکنونشان بیفتد. روی خودمان در گذشته میفتد…
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران از رئیس جمهوری پیشین ایران (ا.ن) یک سری کپی گرفته و ول کرده توی مجموعهاش… کامران نجف زاده یکی از همانهاست… احتمالا آنقدر به او میرسند که با برنامهی چرند صرفاَ جهت اطلاع که سراسر بوی تعفن عقدهگشایی میدهد شروع میکند به قهوهای کردن همهی مخالفان دولت ا.ن… نوش جانت کامران جان…
مجری: ممنون که روی خط برنامه ما اومدید. به نظر شما نقش آمریکا رو در پیشبرد مذاکرات هسته ای در کنار باقی قدرت های جهان از جمله ۵+۱ چگونه می بینید و ازریابی می کنید؟ بیننده: نقشش رو پررنگ می بینم. مجری: ممنونم از نظر کارشناسانتون و همچنین از اینکه با برنامه ما همراه بودید. تا برنامه بعد خدانگهدار…
جریانی راه افتاده برای آموزش به شهروندانی که می خواهند در دنیای مجازی پا را از خط قرمزهای عرف و شرع فراتر نگذارند. یا بهتر است بگوییم چگونه یک بچه مذهبی در دنیای مجازی رفتار کند. لینکی در خبرگزاری فارس گذاشته شده که بخشی از این آموزش ها را نشان میدهد. که میتوانید به اینجا مراجعه کنید. نکته قابل تامل و خوشحال کننده این است که برخی از مخالفین شبکههای اجتماعی که تا دیروز موافق فیلترینگ تمامی این شبکه ها بودند حالا با این پدیدهها کنار آمده و به جای حذف سعی بر آن دارند که راهی برای آموزش صحیح
وقتی بیشترین مصرف آب مملکت به طور غلط در بخش کشاورزی ست، چرا بیشترین تبلیغات برای مصرف صحیح آب برای غیر کشاورزها و سایر اقشار جامعه ست؟
دیگر چه می ماند از مملکتی که معلوم نیست تا به حال با چند دروغ سنگ را روی سنگ نگه می داشته؟؟ جایی خواندم که دروغ ورزشگاه تبریز را به دروغ ۶۳ درصدی انتخابابت ۸۸ ربط داده بود. کثیف ترین اتفاقی که می افتد این است که برای کمی ثابت نگه داشتن شرایط به عده ای دروغ بگویی… حالا فرقی نمی کند ماحصلش رئیس جمهور شدن شخصی به نام ا.ن باشد یا قهرمانی یک تیم دیگر در جای دیگر ممکلت… کدام طرف در این مملکت سرت را می چرخانی و شرایط دردناک و کثیفی نمی بینی؟؟
چندی پیش به نقشه ایران در سایت دی جی کالا اعتراض کرده بودم، نمی دانم از آن روز به بعد چند نفر دیگر به تحریف نقشه ایران در آن سایت اعتراض کرده بودند، اما امروز با دیدن این نقشه حس بهتری داشتم. مطلب و عکس قبلی پیرامون خطای این سایت را می توانید در اینجا ببینید.
عنوان این متن، تیتر یک سری از وبسایت های خبری داخلی است، مثل این. حالا خود خبر را هم نخواندید نخواندید. خود تیتر خبر می دهد از کثافتی که از سر و کول مملکت بالا می رود…
مقارن شدن روز جمهوری اسلامی که ایران به استقلال خودش آری گفت با آخرین مهلت مشخص شدن نتیجه مذاکرات هسته ای که حالا «مجبور» شده نرمش قهرمانانه انجام بده با روز اول آوریل که غالبا با دروغ شناخته میشه، ارتباطی بینشون نیست، فقط خواستم بگم اینها توی یک روز قرار گرفتن، همین.
داشتم با نسترن خیابان منتهی به خانه را میآمدیم بالا. آسمان از همانها بود که همیشه میگفتم: باب فیلم است. آخرین تهماندهی روشنایی روز که
«بیچارگان» ادامه دندان نیش لانتیموس است، پیشترها گُدار گفته بود هر کارگردان تنها یک فیلم در عمر کاری خود میسازد، باقی تکرار همان فیلم اول
سندروم شماره ۵۷ چیست؟ حالتی که در آن شخص مصرانه بر یک تصمیم اشتباه که غالبا ماحصل جَوْزدگی عده قلیلی از اطرافیانش است پافشاری کرده،
یانیک یک مخاطب عام که برای سرگرم شدن به دیدن تئاتری در فاصله یک ساعتی محل کارش رفته، در میانههای اجرا تصمیم میگیرد که نارضایتی
بیچاره میمون احمق، فکر میکرد بزرگ شود آدم میشود. بزرگ شد از باغ وحش تحویل سیرکش دادند.