در ابتدا لازم به ذکر است که این متن قصد توهین به هیچ شهر یا قومیتی را ندارد بلکه اشاره به یک مساله است. و طرح یک پرسش. مدتی بود که می خواستم متنی بنویسم در باب شوخی های قومیتی در برنامه های تلویزیونی و سینما که به خاطر اتفاقی که چند روز پیش در برنامه فیتیلهها افتاد، متنی را دیدم که تقریبا حرف مرا زده بود. که می توانید آن را در اینجا بخوانید. چندی بعد از اعتراض به سریال سرزمین کهن (که البته اعتقاد شخصیام این است سرزمین کهن یکی از موارد نادری بود که نمی شد به آن
گاهی شبها که از جلوی بانکِ کنار خونه رد میشدم، میدیدم جلوی در بانک طوری خوابیده که باد کولر از زیر در خنکش کنه. شب اول تصورم این بود که تا فردا صبح میمیره اما شبهای بعد هم جلوی در بانک طاق باز میخوابید و فردا باز غیبش میزد… کمی بعد پاکت سیگاری کنارش دیده می شد… و چند شب بعد موقع رسیدنم بیدار بود و قدم میزد. آخرین باری که دیدمش با یک مخاطب خیالی حرف میزد… نصفهی سیگار توی دستش بود و داشت گله و شکایت میکرد… اینکه معتاد و بیخانمان بود رو نمیشد حدس زد اما میشد
بیاییم ببینیم با قهوه ای کردن جریانی در اکنون، ناخواسته خودمان را در گذشته قهوه ای نمیکنیم. بعضی انتقادها غالبا یک تف سربالاست. قبل از اینکه روی اطرافیان به خاطر رفتار اکنونشان بیفتد. روی خودمان در گذشته میفتد…
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران از رئیس جمهوری پیشین ایران (ا.ن) یک سری کپی گرفته و ول کرده توی مجموعهاش… کامران نجف زاده یکی از همانهاست… احتمالا آنقدر به او میرسند که با برنامهی چرند صرفاَ جهت اطلاع که سراسر بوی تعفن عقدهگشایی میدهد شروع میکند به قهوهای کردن همهی مخالفان دولت ا.ن… نوش جانت کامران جان…
مجری: ممنون که روی خط برنامه ما اومدید. به نظر شما نقش آمریکا رو در پیشبرد مذاکرات هسته ای در کنار باقی قدرت های جهان از جمله ۵+۱ چگونه می بینید و ازریابی می کنید؟ بیننده: نقشش رو پررنگ می بینم. مجری: ممنونم از نظر کارشناسانتون و همچنین از اینکه با برنامه ما همراه بودید. تا برنامه بعد خدانگهدار…
جریانی راه افتاده برای آموزش به شهروندانی که می خواهند در دنیای مجازی پا را از خط قرمزهای عرف و شرع فراتر نگذارند. یا بهتر است بگوییم چگونه یک بچه مذهبی در دنیای مجازی رفتار کند. لینکی در خبرگزاری فارس گذاشته شده که بخشی از این آموزش ها را نشان میدهد. که میتوانید به اینجا مراجعه کنید. نکته قابل تامل و خوشحال کننده این است که برخی از مخالفین شبکههای اجتماعی که تا دیروز موافق فیلترینگ تمامی این شبکه ها بودند حالا با این پدیدهها کنار آمده و به جای حذف سعی بر آن دارند که راهی برای آموزش صحیح
وقتی بیشترین مصرف آب مملکت به طور غلط در بخش کشاورزی ست، چرا بیشترین تبلیغات برای مصرف صحیح آب برای غیر کشاورزها و سایر اقشار جامعه ست؟
دیگر چه می ماند از مملکتی که معلوم نیست تا به حال با چند دروغ سنگ را روی سنگ نگه می داشته؟؟ جایی خواندم که دروغ ورزشگاه تبریز را به دروغ ۶۳ درصدی انتخابابت ۸۸ ربط داده بود. کثیف ترین اتفاقی که می افتد این است که برای کمی ثابت نگه داشتن شرایط به عده ای دروغ بگویی… حالا فرقی نمی کند ماحصلش رئیس جمهور شدن شخصی به نام ا.ن باشد یا قهرمانی یک تیم دیگر در جای دیگر ممکلت… کدام طرف در این مملکت سرت را می چرخانی و شرایط دردناک و کثیفی نمی بینی؟؟
چندی پیش به نقشه ایران در سایت دی جی کالا اعتراض کرده بودم، نمی دانم از آن روز به بعد چند نفر دیگر به تحریف نقشه ایران در آن سایت اعتراض کرده بودند، اما امروز با دیدن این نقشه حس بهتری داشتم. مطلب و عکس قبلی پیرامون خطای این سایت را می توانید در اینجا ببینید.
عنوان این متن، تیتر یک سری از وبسایت های خبری داخلی است، مثل این. حالا خود خبر را هم نخواندید نخواندید. خود تیتر خبر می دهد از کثافتی که از سر و کول مملکت بالا می رود…
داستان نویسی آمریکا را به این صورت دوره بندی میکنند: ۱۸۳۰ – ۱۸۶۵ = دوره ی رمانتیک ۱۸۶۵ – ۱۹۰۰ = دوره ی رئالیسم ۱۹۰۰
«خطر لو رفتن داستان» اولین رمان عطیه عطار زاده تمام تلاش خود را کرده که اثری خاص و قابل توجه به نظر برسد،اما آیا واقعا
سعی میکنم شخصیت آدمها را عین یک صندوقچهی قدیمی باز کنم و دانه دانه خصایص اخلاقی و رفتاریشان را از هم تفکیک کنم و تعریفم
به کار بردن برخی اصطلاحات برگرفته از اندیشمندان غربی در فضای سیاسی ایران گاهی خلط مبحث و آدرس غلط دادن است. چندی پیش برای اولین
نزدیک به اواسط آذر از دفتر انجمن سینمای جوان بندرعباس تماسی داشتم مبنی بر ارائه یکی دو تا از فیلمهایم برای نمایششان در انجمن. چیزی