بهت گفتم: مگه آدم یه بازی رو چند بار میبازه؟ و تو اصلا برات مهم نبود که این بازی تهش یه قصهی تکراریه…
دسته: کلام
« گاهی ، جمله ای »
کلام صد و نود و پنجم
این روزها در حال و هوای زایشم، ایده ای در ذهنم هی لگد می زند. امیدوارم سالم باشه، همین.
کلام صد و هشتاد و هشتم
خون ها خواب ها را باطل می کنند و خواب ها حسرت هایی که با ما بزرگ شده اند .