کلام پنجاه و نهم

عشق تــــجاوز کننده است ، عشق به روح انسان هجوم می آورد و بعد ذهن آبستن خاطرات ریز و درشت می شود ، خاطرات هر […]

کلام پنجاه و هشتم

هر روز یک دنیا کار را به فردا می سپارم و هیچ گاه نمی دانم فرداها تمامشان را انجام خواهم داد یا نه ؟ / […]

سر در گم

مینا دختر سرگشته ی قصه ی ما نمی دانست نامش چیست ! برای چه زنده است . چه کند و چه نکند . جل المخلوق […]

یادم باشد

بعضی وقت ها مرگ آنقدر بی موقع و با نامردی تمام سر می رسد که هیچ وقت هیچ مهمان نا خوانده ای با این وضعیت […]

علم بهتر است یا ثروت ؟

قبلاً ها پیامی برایم آمد چیزی شبیه به این : صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر ، اما از این دو دردناکتر این […]

زندگی سورئالیستی

چند ماهی بود که زنم مرتب به من می گفت : یک روسری برام بخر یک روسری ! ومن هم هی پشت گوش می انداختم […]