وضعیت ما وخیم گزارش شده گریه از چشم ها بند نمی آید شاعران شهر را آب با خود برده است
ماه: مهر ۱۳۹۰
و قصه سفر آغاز می شود
می خواستم وقتی میرم . هیچی . بیشتر نگران مادر و پدرم هستم . همین . پ. ن : نمی خواستم اینطوری برم . می […]
کلام صد و شصت و دوم
طرف شوت زد زیر کارگره . اون کسی که شوت زدی زیرش حتماً بابای چند تا بچه است . زن داره . زندگی داره . […]
کلام صد و شصت و یکم
مثل اونی که هر روز به تلگرافخونه سر میزنه بینه براش پیغامی اومده یا نه / حکایت ماست که هر روز مودم رو روشن میکنیم […]
طعم اعدام زیر دندان شهروندان یا مجسمه های معلق
امروز با تاکسی مسیری طولانی را می پیمودم که چشمم به ماشینی افتاد که در عرض چند ثانیه از ما سبقت گرفت و رفت . […]
کلام صد و شصتم
اگر دیدین یکی هی داره آب دهنش رو قورت میده . احتمال اینو بدین که بغض داره . نمی خواد بذاره جلوی شما بشکنه .
کلام صد و پنجاه و نهم
همه جا با تو بودم اما هیچ جا با من نیستی ، از تو فقط دلتنگیهایت با من مانده … نویسنده : این روزا
قرار نبود آخرش اینطوری بشه
اگر در جامعه ای به خشک شدن دریاچه ای اعتراض کنی همچین بلائی سرت می آورند …
همکاری مردم با مسئولین
با تشکر از همکاری مردم با شهرداری ، نسبت به استفاده از سطل های زباله ی شهری برای تمیز نگاه داشتن شهر و رها نکردن […]