داری چه کار میکنی؟صداش نمیاد؟ ساز میزنمبرای این گوسفند؟آدمی اطراف نبود.کار بیهوده میکنی، این حیوونه نمیفهمه.اما میشنوه.همین؟ شنیدن کافیه؟حرفم نمیزنه، فقط گوش میده.
دسته: بدین سان
« یا به نوعی همینجوری »
مثلا سال نو، مثلا بهار
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که […]
به سوی آزادی
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛ […]
دیماه خونین
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم […]
درسهای خودآموز
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی […]