دم از آرمانهای چپگرایانه میزنی و بعد آروغ روشنفکریت را با فیلمایی میزنی که تمامشون رو سیستم سرمایهداری ساخته، اصلا سینما محصول سرمایهداریه. این تناقض […]
از رنجی که میرسانند
من از شهری که در آن میزیستم دور شدم. هزار و یک دلیل داشت. یکی از آنها این بود میخواستم از رنجی که دیگران خواسته […]
تنهایی اشیا
مدتی پیش داشتم به تنهایی اشیا فکر میکردم. به تنهایی اشیایی که ما انسانها رهایشان میکنیم، هستند اما دیده نمیشوند. ماهها و سالها در کنجی […]
میتوانستم عمویتان باشم
هر روز عکسها جلوی چشممان رژه میروند. بچههایی که کشته شدهاند. چه در خیابان، چه در زندان و چه آنهایی که در صف مرگ ایستادهاند. […]
بدون عنوان
– اون آقاهه چرا رفته تو آسمون؟ + رفته بالا که بتونه همه جا رو ببینه. – الان چیزی هم میبینه؟ + نمیدونم. – […]
مرد جان به لب رسیده را چه نامند؟
این روزها کمتر اینجا هستم. و شاید دل و دماغی برای نوشتن از فیلمها و کتابها کمتر باشد. مگر موارد نادری که نوشتنش برایم مهم […]
درباره این دو عنکبوت
پس از دیدن مستند «و عنکبوت آمد» ساخته مازیار بهاری و لحظات تلخ و دردناک این فیلم، و با گذشت بیش از بیست سال از […]