بدون عنوان

– اون آقاهه چرا‌ رفته تو آسمون؟ + رفته بالا که بتونه همه جا رو ببینه. – الان چیزی هم می‌بینه؟ + نمی‌دونم. ‌ – […]

سالگرد رفتن

چند روزی از سالگرد رفتن پدر می‌گذرد، شاید حضورش در این روزها و دیدن امیدواری‌اش به رفتن این اهریمننان امیدواری ما را هم مضاعف می‌کرد. […]

آبان خونین

بعد از خرداد پر از حادثه باید انگار به آبان خونین هم عادت کنیم. آبانی که شاید این بار آخرین آبان خونین این ممکلت باشه.

جشنواره فجر به چه قیمتی؟

مخاطب جشنواره فیلم کوتاه تهران غالبا بچه‌های فیلم کوتاه هستند. یعنی کم پیش می‌آید شما وارد سالن شوید و مخاطب غیر سینمایی و غیر فیلم […]

خشم فروخورده‌ی پیر

من یک خشم ناشناخته دارم که جدیدا میفهمم هست. و به طور ناخودآگاه توی خیالمم حتی خودش رو نشون میده. من یک خشم فروخورده‌ی پیر […]

مبصر کلاس

تنها دو عکس هست که من و کیمیا در آن حضور داریم. یکی عکس مربوط به مراسم عروسی دائی‌ام، اوایل دهه هفتاد. که هر دو […]

این تصمیم‌های ضربتی

شاید کمتر از ۲ هفته شد، از زمان تصمیم‌گیری تا اجرا. یک هفته پیش از اتمام قرارداد تا روزی که آخرین کارتن را گذاشتم توی […]

این روزهای تیره

انگار هر چند وقت یک‌بار باید به خودم یادآوری کنم که انتظارم رو از اطرافیان پائین نگه‌ دارم. اونی که ادعای منطقی بودنش می‌شه. یک […]