همیشه وقتی می روی عطر تنت پیش من جا مانده روی بازو و دست ها…
دسته: نظم و نثر
« توضیحی ندارد »
بدون عنوان
کردنم درد می کند اهل کجایی؟ نمی خراشد تن ام را گلوله های آتشین بوسه هایت (شعری از علی کیکاووسی)
جان بخشی به اشیا
نوشته بود : اگه دست من بود تو که نبودی میدادم پارکو تعطیل کنن! یعنی چی یه مشت آدم وضو نگرفته جای خاطرات ما بشینن! […]
تاریخ و کریم خان
تاریخ درس خوبی نبود که معلم قرآن و دینی و عربی و پرورشی شد معلم هنر – اسب، خودش بیاید پای تخته – تو گوسفندی […]
خاطره های مشترک
ببین هنوز می تپد خاطره های مشترک رگ زمانه را بزن که برگ زرد می جهد از تن این پیاده رو