دردسر

پدرم فکر می کرد قرار است بی افتم پای درخت که مادرم بود همان روز اول گفت بی اندازیمش اما انگور را کسی دانه دانه […]

اشتباهی

یک روز صبح بیدار می شوی و تمام کارهای روزانه ای که من انجام می دادم را انجام  دهی و ببینی این تمامش من بوده […]

تیر خلاص

تیر خلاص را بزن و به من زندگی دوباره ­ای ببخش بزن، فردا روز عاشقانه­ تری است آن سمت خیابان فقط خون­ها به هم می […]

بدون عنوان

کردنم درد می کند اهل کجایی؟ نمی خراشد تن ام را  گلوله های آتشین بوسه هایت (شعری از علی کیکاووسی)

جان بخشی به اشیا

نوشته بود : اگه دست من بود تو که نبودی میدادم پارکو تعطیل کنن! یعنی چی یه مشت آدم وضو نگرفته جای خاطرات ما بشینن! […]

تاریخ و کریم خان

تاریخ درس خوبی نبود که معلم قرآن و دینی و عربی و پرورشی شد معلم هنر – اسب، خودش بیاید پای تخته – تو گوسفندی […]