مدرسه ای که خاطره شد

این عکسی از مدرسه نجمیه است . مدرسه ای که چهارم و پنجم دبستانم رو توش گذروندم. مدرسه ای که به واسطه اون با کانون […]

کفش های خواب آلود

کفش هایم خسته اما من به دنبال تو با همین کفش های بی رمق که کم کم خواب تو را می بینند خیابان ها را […]

جنایت های نوشتاری

این متن در مدح تو نیست . این تنها جنایت های نوشتاری من است که برای زنده نگاه داشتن تو خودکشی کرده ام  . و […]

خواب دم صبح

خواب دیدم موسوی کاپشن احمدی نژادی پوشیده ، رفتم که بگم این چیه پوشیدی؟ گفت : تو نمی خوای دستی به موهات بکشی ؟ بعد […]

عنوان ندارد

مدتیست که در کوچه ای به انتظارایستادم که بن بست بوده یا به عبارتی بالای سر قبری گریه کردیم که مرده توش نخوابیده بود